مقایسه نظریه رشد شناختی پیاژه و نظریه اجتماعی فرهنگی ویگوتسکی

امروزه يکي از مسائل مهم و قابل توجه در زمينه رشد شناخت، تمرکز بر زمينه هاي اختلاف بين نظريه رشد شناختي پياژه و نظريه اجتماعي فرهنگي لئوويگوتسکي است

مهمترين اختلاف ها معمولا در زمينه هاي اجتماعي ، عمل و فعاليت، روش هاي اموزشي و بويژه گفتار خود محور مي باشد.
در اين جستجو سعي شده است با توجه به مباني انساني هر دو نظريه به تفاوت ها و همچنين شباهت هاي آنها اشاره شود.

ويگوتسکي :وي جنبه هاي فرهنگي ، تاريخي و اجتماعي را در رشد شناختي با اهميت مي داند. وي کارکردهاي ذهني را به دو دسته عمده تقسيم مي کند :
1 کارکردهاي نخستين ذهني                                  2 کارکردهاي عالي ذهني
کارکردهاي نخستين به توانايي هاي طبيعي و نااموخته انسان مانند توجه کردن، حس کردن وادراک کردن اشاره دارد. در جريان رشد و تحول اين کارکردهاي نخستين ذهني تدريجا به کارکردهاي عالي ذهني يعني حل مساله و تفکر تغيير مي يابند که اين تغيير عمدتا از راه تاثير فرهنگ و در زمينه تاريخي اجتماعي ميسر است. در واقع تبديل روابط اجتماعي به کارکردهاي ذهني موجب رشد يا تحول شناختي مي شود. البته اين تبديل نه بطور مستقيم بلکه از طريق يک واسطه يا علامت امکان پذير مي شود .
دروني سازي و نقش زبان:ويگوتسکي در تحول يا رشد زبان سه دوره را متمايز مي سازد:
1 گفتار اجتماعي ( بيروني ): نقش اين گفتار کنترل رفتار ديگران است پيش از 3 سالگي .
2 گفتار خود محورانه: مرحله انتقالي گفتار اجتماعي به گفتار دروني . کنترل رفتار خود ( 3 تا 7 سالگي )
3 گفتار درماني : با خود و حرف زدن به طور بي صدا. نقش ان جهت دادن به انديشه و رفتار انسان است. پس از 7 سالگي .
تفاوت ها :تفاوت هايي که مطرح مي شود معمولا هم به لحاظ نظري و هم به لحاظ کاربردي است.
ويگوتسکي :
1 کودک فعال است اما تعامل اجتماعي بين کودک و افراد ديگر برقرار است و تفکر و فرايند هاي شناختي از جامعه به فرد داده مي شود. به عبارت ديگر ويگوتسکي رشد شناخت را در متن جامعه و در ارتباط نزديک با فرهنگ قرار مي دهد. در واقع زمينه انجام عمل مهم است يعني شناخت با مفاهيم فرهنگي شکل مي گيرد. بعبارت ديگر فعاليت فرد را جامعه و فرهنگ شکل مي دهد.
2 رشد زبان پايه رشد مهارت هاي شناختي است.
3 گفتار خصوصي عامل رشد و تکامل تفکر و زبان است پايه ارتباط متقابل و اساس اجتماعي دارد، نقش تکويني دارد و مهمترين پيوند تحولي در انتقال از گفتار بيروني به زبان دروني شده است. گفتار خصوصي به کودک کمک مي کند تا به بررسي و تفکر درباره رفتار خود نمايد، گفتار خصوصي جهت عملکرد و رفتار کودک را تعيين مي کند. هدايت خود ، رفتار را طرح ريزي و سازمان مي دهد. گفتار خصوصي دوره انتقال از گفتار بيروني به گفتار دروني است ، بنابراين نقش تکويني دارد. در شرايط دشوار، اشتباهات زياد از اين نوع گفتار بيشتر استفاده مي شود.
پياژه :
1 مهمترين ابزار شناخت خود کودک است، کودک يک کاشف فعال و خودانگيخته است که بدون فشار ديگران فرضيه مي سازد و انرا ازمون مي کند . ( يعني تاکيد اساسي در شکل گيري ساخت هاي ذهني بر فرد و ديدگاه تجربي کودک است ) فعاليت از طريق دو کنش مکمل درون سازي و برون سازي صورت مي گيرد.
2 رشد شناختي پايه رشد زبان است. رشد زبان متاثر از رشد عقلاني و ابزارهاي شناختي کودک است.
3 گفتار خود محور مانع رشد است ( گفتار غير اجتماعي ) گفتار خود محور بيانگر ناتواني کودک در انطباق دهي ديدگاه ها در تبادلات اجتماعي است. چون يکي از مهمترين تفاوت هاي پياژه و ويگوتسکي در زمينه گفتار خودمحور و خصوصي است به شرح دقيق تر ان مي پردازيم :
الف) مفهوم تحولي
پياژه : بيانگر ناتواني در اخذ ديدگاه ديگري و درگير شدن در ارتباط هاي متقابل است.
ويگوتسکي : بيانگر تفکر بيروني است و نقش ان برقراري ارتباط با خود به منظور هدايت و راهنمايي خود است.
ب) سير تحول
پياژه :باسن کاهش مي يابد.
ويگوتسکي :درسنين خردسالي افزايش داردوسپس جنبه بيرون بودن را از دست مي دهد و به شکل تفکر شفاهي دروني درمي ايد.
ج) ارتباط با گفتار اجتماعي :
پياژه : منفي است
ويگوتسکي : مثبت است.زيرا در ارتباط با ديگران رشد مي کند.
د) ارتباط با زمينه
پياژه : ندارد .
ويگوتسکي : با مفاهيم فرهنگي رشد مي کند و در زمينه هاي مشکل نيز که کوشش شناختي بيشتري لازم است گفتار خصوصي نقش کمک رساني را ايفا مي کند.
تحقيقات جديد نظر ويگوتسکي را تائيد مي کنند بويژه اين که هنگامي که کودک با مسائله سختي روبرو مي شود از گفتار خصوصي بيشتر استفاده مي کند.