چگونه با افراد منفی و بدقلق رفتارکنیم؟

چگونه با افراد منفی و بدقلق رفتارکنیم؟

آیا میتوانید آخرین باری را که با یک شخص منفی یا بدقلق برخورد کردید به یاد بیاورید؟ یا آخرین باری را که شخصی به منظور آزارتان به شما حرفی زد؟ چگونه با آن کنار آمدید؟ نتیجه چه شد؟ در آینده با این شرایط چگونه روبرو خواهید شد که قضیه به خوبی و خوشی به پایان برسد؟

هر گونه که زندگی کنیم گاهی اوقات با افراد منفی روبرو میشویم که با نظرات ما مخالف هستند، کسانی که به ما بی توجهی می کنند و یا مارا دوست ندارند. میلیاردها انسان روی این کره خاکی زندگی میکنند پس برخورد و تضاد یک حقیقت زندگی است. این حقیقت دلیل تضادها نیست اما احساسات ما را بر می انگیزد و احساسات ما همان چیزی است که باعث میشود به غریزه اولیه بقا بازگردیم و عکس العمل نشان دهیم و برای دفاع از خودمان به مقابله برخیزیم.

در این شرایط غریزی ممکن است کنترل خود را به عنوان اشرف مخلوقات از دست بدهیم و به حیوانی انسان نما با میلی شدید جهت حفاظت از خودمان در برابر حملات تبدیل شویم. با وجود این که ما تنها حیوانات باهوش با قدرت کنترل واکنش هایمان هستیم، این رفتار طبیعی است. اماچه چیز باعث میشود اینگونه رفتار کنیم؟

ممکن است از بعضی از شما پرسیده شده باشند که "شما در برابر نظرات منفی که در مورد کارتان داده میشود چه برخوردی میکنید؟ این نظرات گاهی خیلی بی رحمانه هستند. ما نمیتوانیم با آن کنار بیاییم". پاسخ ساده است،"اجازه نمیدهید این نظرات ما را آزرده کند." البته به این سادگی نیست و مدت زمانی طول میکشد که با این میل شدید جهت حفاظت از خود و مقابله پیروز شوید.

میدانم که آسان نیست، اگر آسان بود اصلا افراد منفی و بدقلق وجود نداشتند و هیچ چیز باعث رنجشمان نمیشد.

چرا خود را جهت کنترل واکنش هایمان به زحمت بیندازیم؟

1. جلوگیری از آزرده شدن خودمان

یک جمله مشهور وجود داد که" کینه ورزیدن  نسبت به دیگری مانند این است که جرعه ای زهر بنوشیم و توقع داشته باشیم که طرف مقابل بمیرد." تنها کسی که آزار میبیند خودمان هستیم. وقتی ما جواب بدی را با بدی میدهیم درونمان به هم می ریزد و از نظر روحی و روانی نیز دچارغم و اندوه میشویم.

2. این مشکل دیگران است و نه شما

در واقع رفتار منفی مردم بازتاب درونشان است که نمود خارجی پیدا میکند و شما هم بر حسب اتفاق در برابرشان قرار میگیرید. این  رفتار، شخصی نیست پس چرا ما به دل میگیریم؟

3. جدال با نفس

زمانی که ما بی اراده واکنش نشان میدهیم این واکنش طبیعی و صادقانه است. اما آیا عاقلانه است؟ با این کار چه چیزی حل میشود؟ پاسخ این است هیچ چیز. گرچه که نیاز نفس ما را برای جدال ارضا میکند.

 آیا متوجه شده اید که وقتی ما به مقابله برمی خیزیم در ذهنمان احساس رضایت میکنیم؟ اما روحمان آزرده است؟  قلبمان سخت میشود و به سراغ افکار خشونت آمیز میرویم؟

4. خشم، خشم را می پروراند.

خیلی به ندرت پیش میآید که عکس العمل در مقابل شخصی منفی نتیحه خوبی داشته باشد. این کار فقط آتش خشم را شعله ور میکند و واکنش منفی تر شخص را به دنبال دارد. اگر ما بدون درنگ واکنش نشان دهیم انرژی خود را صرف  دفاع از خود کرده ایم و از نظر روانی احساس میکنیم که باید برای دفاع از خود دست به مقابله بزنیم.

تا حالا توجه کرده اید هرچه اندیشه های ما خشمناک تر میشود ما عصبانی تر میشویم؟ این یک مارپیچ منفی روحی است.

5. هدر رفتن انرژی

"به هرچه توجه کنیم انرژی ما نیز صرف آن میشود." به هرچه که توجه کنیم پرورش میابد. از آنجا که ما در یک زمان فقط میتوانیم روی یک مسئله تمرکز کنیم، میتوانیم به جای صرف انرژی روی مسائل منفی آن را صرف خوشبختی خود کنیم.

6. انرژی منفی به سرعت منتشر میشود.

من دریافته ام که هرگاه به یک قسمت از زندگی  دید منفی داشته ام کم کم این دید منفی به قسمت های دیگر زندگی ام نیز نفوذ کرده است. وقتی ما در یک موقعیت منفی هستیم یا از کسی کینه به دل میگیریم احساس خیلی خوبی پیدا نمیکنیم و این انرژی منفی را در طول روز با خودمان به دوش میکشیم. وقتی احساس خیلی خوبی نداشته باشیم نمی توانیم به درستی فکر کنیم و افکار روشنی داشته باشیم واین مسئله ممکن است ناخوداگاه  مسائل مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.

7. آزادی بیان

عقاید مردم نیز همانند شما سزاوار توجه است. بگذارید احساساتشان را بیان کنند.

بعضی افراد توانایی کافی برای بیان منظورشان را ندارند و ممکن است گاهی گفتارشان اهانت آمیزبه نظر برسد اما باز هم اختیار بیان دیدگاهشان را دارند. آنها مختارند که نظراتشان را بگویند و ما این اختیار و اراده را داریم که واکنش مان را انتخاب کنیم. ما می توانیم سکوت و آرامش پیشه کنیم و یا به مبارزه برخیزیم.


نکاتی برای مقابله با افراد منفی

با وجود اینکه تمرینات زیادی برای رویارویی با افراد منفی انجام داده ام گاهی اوقات خود را در حال جدال با آن می یابم. معمولا وقتی به مقابله میپردازم به ندرت نتیجه خوبی بدست می آید. نکته این است که ما انسانیم و دارای احساسات و نفسیات. با به کنترل درآوردن نفس خود و استفاده از هوش هیجانی نه تنها به سلامت روحی و جسمی خود کمک کرده ایم بلکه ازبوجود آمدن شرایط بد نیزجلوگیری کرده ایم.

در این جا چند پیشنهاد برای رویارویی با افراد سخت و منفی ارائه شده است.

1. ببخشید.

به یاد داشته باشید که از نظر ذاتی  ما آدم های خوبی هستیم اما قضاوت ما ممکن است نادرست باشد و ممکن است چیزهای بدی بگوییم. از خودتان بپرسید اگر در این شرایط یا در برابر این شخص از خود بخشش نشان دهم چه می شود؟

2. صبر کنید.

بعضی اوقات احساس میکنیم که باید ایمیلی بفرستیم و از خود دفاع کنیم. من یاد گرفته ام که این ایمیل های احساسی نتیجه دلخواه ما را در پی ندارد و فقط آتش جدال را شعله ورتر میکند. خوب است که مدتی به خود وقت بدهیم تا آرام تر شویم. شما میتوانید آن ایمیل احساسی را برای آن شخص بنویسید اما آنرا نفرستید. اگر هم میخواهید حتما جواب آن را بدهید قبل از پاسخ دادن ابتدا آرام شوید.

3. آیا واقعا مهم است که حق با من است؟

بعضی اوقات ما از نقطه نظر خود به شدت دفاع میکنیم. اگر خود را در حال بحث بر سر صحت حرف خود یافتید از خود بپرسید" آیا واقعا مهم است که حق با من باشد؟" اگر جواب مثبت است دوباره بپرسید چه نیازی است که آن را اثبات کنم؟ چه بدست می آورم؟

4. واکنش نشان ندهید.

بیشتر وقتها که شخصی  یک پیام منفی یا نظر بد میدهد تلاش میکند که واکنش شما را بر انگیزد. وقتی ما عکس العمل نشان میدهیم آنها را به خواسته شان رسانده ایم. پس این چرخه را متوقف کنید و خود را برای جواب دادن به زحمت نیندازید.

5. درمورد موضوعات ناراحت کننده صحبت نکنید.

وقتی مشکل و درگیری در زندگی دارید برای صحبت کردن در مورد آن نزد افراد منفی نروید. ما داستان را برای هر کسی که گوش کند بیان میکنیم. تعریف میکنیم که چقدر از یک شخص و یا یک موقعیت بیزاریم آنچه که قادر به درک آن نیستیم این است که هر چه بیشتر در مورد چیزی صحبت میکنیم بیشتر درگیر آن میشویم. مثلا هرچه بیشتر در مورد اینکه از یک نفر متنفریم صحبت کنیم متنفر تر میشویم و متوجه نکات نفرت انگیز دیگری در آن شخص میشویم. صرف انرژی روی اینکار را متوقف کنید و از تفکر و صحبت در مورد آن دست بردارید. تلاش کنید که قضیه را نزد دیگران مطرح نکنید.

6. خود را جای دیگران بگذارید.

ممکن است کلیشه ای به نظر برسد اما نباید فراموشش کنیم که ما فقط از جانب خود به مسئله نگاه میکنیم. خودتان را جای دیگران بگذارید وبه این نکته توجه کنید که ممکن است شما هم آزارشان داده باشید. این کار باعث میشود که نگاه تازه ای داشته باشید و عاقلانه رفتار کنید و شاید منجر به دلسوزی شما برای آن شخص شود.

7. به دنبال درس گرفتن باشید.

از هر فرصتی که باعث کسب تجربه برای شما میشود و به رشد و تعالی شما کمک می کند استفاده کنید. بدون توجه به اینکه یک سناریو چقدر منفی به نظر برسد همیشه درس یا درس هایی در آن وجود دارد. آنها را پیدا کنید.

8. مراقب باشید.

وقتی ما تمرین  میکنیم که مراقب احساسات، اندیشه ها و شرایط  باشیم در واقع خود را از احساساتمان جدا میکنیم و به جای اینکه به احساساتمان اجازه دهیم که کنترل ما را بر عهده بگیرند ما آنها رصد میکنیم. وقتی دیدید که درگیر احساسات و اندیشه های خود هستید روی تنفس خود تمرکز کنید.

9. بدوید.

بدوید یا شنا کنید یا به سایر ورزشها بپردازید. تمرینات بدنی باعث آزاد شدن انرژی منفی میشود. به ورزش به چشم ابزاری جهت پاک کردن ذهن و آزاد کننده انرژی های منفی بنگرید.

10. این دو سوال را از خود بپرسید

اگر واکنشی نشان ندهم بدترین چیزی که ممکن است اتفاق  بیفتد چیست؟

اگر واکنش نشان دهم بدترین نتیجه آن چیست؟

پرسیدن این سوالات باعث باز شدن دید شما میشود. نتیجه کار خود را متصور میشوید و می فهمید که با این واکنش نتیجه خوبی بدست نمی آورید، انرژی شما هدر میرود و درون شما آشفته مشود.

11. بحث نکنید.

وقتی احساسات بر ما غلبه میکنند آنقدر در درون خود غرق میشویم که به خاطر رضایت نفسمان بر سر هر چیز کوچکی بحث میکنیم و از خود دفاع  میکنیم. معمولا خرد و قوه تشخیص در این بحث ها جایی ندارد. اگر لازم است که به  بحث بپردازید تا زمانی که همه آرام شدند صبر کنید.

12. لیستی از مهم ترین ها تهیه کنید.

مهم ترین چیزها در زندگی تان را لیست کنید. سپس از خود بپرسید واکنش به این شخص نقشی در مهم ترین مسائل زندگی من دارد یا نه؟

13. محبت کنید.

این روش همیشه موثر واقع نمیشود اما بعضی اوقات باعث خلع سلاح کسانی میشود که میخواهند به شما زهر بریزند. از دیگران برای کاری که به خوبی انجام داده اند تعریف کنید. به آنها بگویید که در تعامل با آنها چیز جدیدی یاد گرفته اید. البته ممکن است مجبور شوید برای اینکه چیزی برای تعریف از آن شخص بیابید خیلی زحمت بکشید.

14. بنویسید.

یک کاغذ برردارید و تمام افکار منفی خود را بدون ملاحظه بنویسید. آنقدر به این کار ادامه دهید تا چیزی باقی نماند. بعد کاغذ را به شکل توپ مچاله کنید، چشم هایتان را ببندید و تمام انرژی منفی درون کاغذ را تجسم کنید. کاغذ را به درون سطل زباله بیندازید و رها شوید.

مترجم: زهرا شریعتی

منبع: سایت مردمان

آنچه زنان و مردان نمی دانند

آنچه زنان و مردان نمی دانند

در تمام جوامع ، مردان و زنان از دیدگاه ها ، رفتارها ، باورها و حرکات شریک زندگی خود گله مندند. زنان همیشه از مردان به دلیل بی احساس بودن ، بی توجهی به حرف های آنان ، بی اعتنا بودن و خونسردیشان انتقاد کرده اند . آنان معتقدند مردان عشق و عاطفه ی زنانه را درک نمی کنند و بیشتر خواهان رابطه ی جنسی هستند تا عشق.

فصل اول
در تمام جوامع ، مردان و زنان از دیدگاه ها ، رفتارها ، باورها و حرکات شریک زندگی خود گله مندند.
زنان همیشه از مردان به دلیل بی احساس بودن ، بی توجهی به حرف های آنان ، بی اعتنا بودن و خونسردیشان انتقاد کرده اند . آنان معتقدند مردان عشق و عاطفه ی زنانه را درک نمی کنند و بیشتر خواهان رابطه ی جنسی هستند تا عشق .
مردان و زنان با هم متفاوت اند و به گونه ای متفاوت تکامل یافته اند. بعد از گذشت قرن ها ، ساختار مغز مرد و زن تحت تغییراتی مستمر قرار گرفت و اکنون ، ما می دانیم که کارکرد مغزی این دو جنس متفاوت است. به طور میانگین مردان 7% بلندتر و 8% تنومندتر از زنان اند.
هدف نویسندگان کتاب کمک به خوانندگان برای بهبود رابطه با جنس مخالف است . این کتاب براساس واقعیات و حقایق و باتوجه به رفتار انسان های واقعی ، پژوهش های علمی ، وقایع روزمره و مکالمات ضبط شده نوشته شده است.
از غارنشینی تا امروز
مرد هر روز شجاعانه به دنیای پر از خطر و دشمن بیرون پا می گذاشت تا شکار کند و غذای زن و فرزندش را فراهم سازد. نقش و وظایف زن نیز کاملاً روشن و مشخص بود. همه چیز خیلی ساده بود . مرد شکار می کرد و زن از آشیانه دفاع می کرد. مردان به هیچ وجه تنبل نامیده نمی شدند و زنان نیز خود را ستمدیده و مظلوم قلمداد نمی کردند.
اکنون این سنت ها کاملاً دگرگون شده اند . پدران و مادران نمی دانند چگونه به فرزندان خود کمک کنند. میزان طلاق در میان زوج های جوان به حدود 50% رسیده که با در نظر گرفتن روابط همجنس گرایان این آمار به 70% می رسد . در آغاز قرن بیست و یکم ، ما نیازمندیم برای کشف راه های شاد و خوشبخت زیستن قوانین تازه ای بیاموزیم.
ما هنوز حیوان هستیم
اغلب آدم ها به سختی زیر بار این می روند که نوعی حیوان هستند. آنان از پذیرش این واقعیت که 96% آنچه در بدن شان وجود دارد در بدن یک خوک یا اسب نیز یافت می شود یا اینکه DNA ما انسان ها به میزان 5/97% مشابه DNA یک گوریل و به میزان 4/98% مشابه DNA یک شامپانزه است ، امتناع می ورزند. تنها تفاوت ما با دیگر حیوانات ، توانایی ما در تفکر و برنامه ریزی برای آینده است.
فصل دوم
پروفسور روبن گور ، عصب - روانشناس دانشگاه پنسیلوانیا از اسکن مغزی برای نشان دادن وضعیت مغز مرد هنگام استراحت استفاده کرده است . در این وضعیت دست کم 70% فعالیت های مغز مرد متوقف است. اما همین آزمایش در مورد زنان نشان می دهد حتی هنگام استراحت 90% مغز آنان در حال فعالیت است.
ساختمان چشم ها
زن در مقام مدافع آشیانه ، به او امکان می دهد محدوده ای دست کم 45 درجه ای را در چپ ، راست ، بالا و پایین سرش ببیند. دامنه ی دید مؤثر بسیاری از زنان حتی بیش از 180 درجه است.
مردان می توانند به وضوح روبروی خود را ببینند. در این حالت ، چشمان شان مانند یک دوربین دوچشمی عمل می کند.
اگر زنان بدانند دامنه ی دید مردان محدودتر است نسبت به همسر خود تفاهم بیشتری نشان می دهند و مرتب با او بحث نمی کنند. از سوی دیگر ،وقتی زن به مرد می گوید : «فلان چیز  توی کمده » مرد می تواند صددرصد به صحت گفته ی او اطمینان کند و در کمد به دنبال شی ء مورد نیاز خود بگردد.
اغلب زنان با مشاهده ی تصویر سمت چپ ، چهره ی پیرزنی را می بینند که غبغب خود را در یقه ی کت پوست اش فرو برده اما اغلب مردان نیمرخ چپ زنی جوان را می بینند که به دوردست می نگرد.
گوش زنان تیزتر است
نوزاد دختر در اولین هفته ی عمر خود می تواند صدای مادر یا گریه ی نوازدی دیگر را از صداهای اطراف تشخیص دهد ، اما نوازد پسر نه. مردان برای شنیدن فقط از نیمکره ی چپ مغزشان استفاده می کنند در حالی که زنان هر دو نیمکره را به کار می گیرند.
زنان در تشخیص صدا برتر از مردان هستند ، امّا مردان جهت صدا را بهتر تشخیص می دهند.
زنان دوستدار نوازش اند.
پوست وسیع ترین عضو بدن است که تقریباً 2 متر مربع وسعت دارد . حدود 000/800/2 گیرنده ی درد ، 000/200 گیرنده سرما و 000/500 گیرنده ی تماس و فشار روی آن پراکنده است. دختران از همان بدو تولد حساسیت بیشتری نسبت به لمس دارند . در بزرگسالی نیز حساسیت پوست زن نسبت به لمس و فشار تقریباً ده برابر مرد است.
چرا مردان پوست کلفت هستند
پوست مردان کلفت تر از پوست زنان است ، به همین دلی پوست شان کمتر چین و چروک می خورد . پوست پشت مرد چهاربرابر ضخیم تر از پوست شکم اوست. این ، میراث نیاکان انسان مذکر است که پوست ضخیم پشت اش او را در برابر حمله از پشت محافظت می کرد.
وقتی مرد می نالد که :«برام سوپ درست کن / آب پرتغال تازه بگیر / یک کیسه آب گرم بیار/ به دکتر تلفن کن / دیگه دارم می میرم / کاغذ بده وصیت نامه مو بنویسم » باید بدانیم او مختصری سرما خورده است.
همچنین مردان به درد یا بیماری زنان توجهی اندک نشان می دهند . اگر زن از درد به خود بپیچد یا 40 درجه تب داشته باشد و زیر لحاف بلرزد ، مرد می پرسد « عزیزم اوضاع روبراس ؟ »
فصل سوم
آزمایش ها نشان می دهد هوش عمومی زنان 3% بیشتر از مردان است . آسیب های مغزی انجام گرفت . براساس این تحقیقات مردانی که قسمت چپ مغزشان آسیب دیده بود، تقریباً تمام یا بیشتر قدرت کلام خود را از دست داده بودند، اما زنانی با همان میزان آسیب مغزی هنوز می توانستند صحبت کنند. این امر نشان می دهد که زنان بیش از یک مرکز کلامی در مغز دارند.
نیمکره چپ و راست مغز با یک رشته عصبی به نام رشته ی رابط به هم مرتبط اند. این ریسمان امکان ارتباط و تبادل اطلاعات بین دو نیمکره را فراهم می آورد.
چرا مردان در یک زمان فقط یک کار انجام می دهند
مغز مرد طوری شکل گرفته که در یک زمان واحد برموضوع یا فعالیتی واحد تمرکز می کند. زنان به علت استفاده از هر دو نیمکره ی مغز به خوبی قادر نیستند دست راست و چپ شان را تشخیص دهند.
براساس تخمین چنین گمان می رود که 85% - 80% مردان دارای مغزی مردانه و حدود 20% - 15% آنان دارای مغزی زنانه هستند . بسیاری از افراد گروه دوم بعدها همجنس گرا می شوند.
فصل چهارم
چرا زنان حراف هستند
آنان از حرف زدن لذت می برند و به همین دلیل بسیار صحبت می کنند. نواحی ویژه ی کنترل سخن در مغز زن جدا از نواحی دیگر مغزی فعالیت می کنند.
زنان چگونه گوش می دهند
چهر ه زن شنونده می تواند در عرض 10 ثانیه ، به طور میانگین 6 حالت خاص به خود بگیرد.
در این جا حالت های مختلف چهره ی زن در 10 ثانیه اول گوش دادن نشان داده شده است.
مردان مانند مجسمه گوش می کنند
طبیعت ستیزه جوی مرد او را به خونسردی و حفظ صورتی چون سنگ وا می داشت. در این جا نیز حالتهای مختلف چهره ی مرد در 10 ثانیه ی اول گوش کردن نشان داده شده است.
چگونه می توان مردی را به گوش دادن واداشت
وقت را تعیین کنید ، موضوع مورد بحث را عنوان کنید وبه او بگویید که انتظار راه حل یا پیشنهاد را ندارید. مثلاً به او بگویید : «آلن ، می خوام بعد از شام در مورد مشکل امروزم صحبت کنم ، باشه ؟ هیچ احتیاجی هم به راه حل ندارم . فقط می خوام به حرف هام گوش بدی .» از آنجا که مکان ، زمان و موضوع بحث مشخص است ، بیشتر مردان به چنین درخواستی پاسخ مثبت می دهند .
دو گروه از زنان از صدای زیر و دخترانه استفاده می کنند . زنان بسیار چاقی که می خواهند تأثیر هیکل بزرگشان را خنثی کنند و زنانی که می خواهند حس حمایتگرانه ی مرد مورد علاقه شان را برانگیزند.
فصل پنجم
بیشتر زنان ادراک سه بعدی محدودی دارند
برای بسیار از انسان ها نتیجه  ی این تحقیق  تبعیض جنسیتی به شمار می آید ، زیرا ما درباره ی توانایی هایی که مردان در آن برتر هستند و مشاغلی که به یاری این برتری طبیعی به چنگ می آورند بحث خواهیم کرد . البته بدیهی است که توانایی ها و برتری های زنان نیز جای خود را دارند.
ادارک سه بعدی یعنی توانایی تجسم اشکال ، ابعاد ، تناسب ، توازن ، دنبال کردن حرکات یک شی در فضا، راندن کشتی یا خودرو در مسیری پر از مانع و دیدن سه بعدی اشیاء است. با داشتن این قدرت مرد میتواند حرکت شکار یا هدف را ببیند و خوب نشانه گیری کند.
در آزمون های ویدیویی سه بعدی ، پسران ، دختران را با نتیجه 1 : 4 پشت سرگذاشتند . حتی بهترین دختران از کم هوش ترین پسران عقب ماندند.
در مغز زنان محل مشخصی برای این توانایی وجود ندارد. این ادارک به این دلیل در زنان و دختران قوی نیست که شکار حیوانات و یافتن راه منزل جزو وظایف آنان به حساب نمی آمده است . فقدان این ادراک موجب دشواری خواندن نقشه یا راهنمای خیابان ها برای زنان می گردد.
چرا پاتوق پسرها در ویدئو کلوپ است
پسرها به ویدئو کلوپ یا کلوپ های بازی می روند تا با استفاده از درک سه بعدی خود از بازی های مختلف لذت ببرند. بیایید نظری به چند تحقیق علمی درباره ی ادراک سه بعدی بیندازیم.
همه چیز مساوی است
در استرالیا 5% نیروی مهندسان را زنان تشکیل می دهند . این زنان به طور میانگین 14% بیش از همکاران مرد خود حقوق می گیرند. این نشان می دهد که در صورت وجود ادراک سه بعدی یکسان ، زنان بر مردان تقدم دارند. وقتی زنان و مردان ادارک سه بعدی یکسانی داشته باشند ، زنان بهتر از مردان عمل می کنند.
پسران و اسباب بازی های شان
پسران عاشق اسباب بازی هایشان هستند . به همین دلیل 99% ثبت کنندگان اختراعات را مردان تشکیل میدهند. دختران هم عاشق اسباب بازی هستند ولی حدود 12 سالگی و هنگام بلوغ دست از بازی با آن ها میکشند. مردان هرگز علاقه ی بی پایان خود به اسباب بازی های بدون کاربرد یا مربوط به ادراک سه بعدی را از دست نمی دهند.
اگر نقطه ضعفی دارید ، حتماً نقطه قوتی هم دارید و می توانید با تمرین به همه جا برسید. فقط نگذارید احساس ضعف یا شکست  ،شرینی زندگی خود یا شریک تان را تلخ کند.

فصل ششم
دوستان مردان در کنارشان هستند و دوستی آنان بر موفقیت هایشان استوار است . دوستان زنان رو به روی آنان هستند و دوستی شان بر تقسیم عواطف و احساسات مبتنی است . به همین دلیل تیرگی روابط به زنان صدمه بیشتری می زند.
زنان برای ارتباط و مردان برای کار ارزش قائل هستند
تمام مطالعات در مورد ارزش های زنانه و مردانه در دهه ی 1990 مکرراً حاکی از این بود که 80% - 70% مردان در همه جای دنیا بر این اعتقاد هستند که مهمترین بخش زندگی آنان کارشان است . و 80% - 70% زنان معتقدند که خانواده اصل اول زندگی شان می باشد.
اگر زنی در روابط خود ناراحت و غمگین باشد نمی تواند بر کارش تمرکز کند. اگر مردی در کارش ناراحت باشد نمی تواند بر روابطش تمرکز کند.

چرا زنان و مردان یکدیگر را ترک می کنند
وقتی زن از مرد قدر دانی می کند مرد می فهمد که موفق شده است . اگر زن خوشحال باشد مرد به آرزوی خود می رسد. اگر زن خوشحال نباشد مرد احساس می کند شکست خورده زیرا گمان می کند به اندازه ی کافی وسایل رفاه و آسایش زن را فراهم نکرده است . مردان مرتب به دوستانشان می گویند من هیچ وقت نمیتوانم او را خوشحال کنم و این جرقه ای می شود برای ترک زن فعلی و روآوردن به زن دیگری که باتوان فعلی مرد راضی و خشنود می شود.
وقتی زن می گوید «بذار از یکی بپرسم » مرد این طور می شنود : « تو بی دست و پا هستی و عرضه ی پیدا کردن نشانی را نداری ». وقتی زن می گوید : « شیر آب خانه چکه می کنه . به لوله کش زنگ بزن »، او این طور می شنود : « تو بی مصرفی . از یه مرد دیگه می خوام شیر آب رو درست کنه . » بنا به همین علت هم گفتن متأسفم یا ببخشید برای مردان سخت و دشوار است . گفتن «متأسفم » برای آنان به معنای پذیرفتن اشتباه و پذیرفتن اشتباه به معنای شکست است. برای حل این مشکل زنان باید دقت کنند تا هنگام گفت و گو درباره ی مشکلات احساس شکست خوردگی را در مردان بیدار نکنند. حتی دادن کتاب هایی مثل کتاب های خودیاری به عنوان هدیه ی تولد ، بیشتر مواقع برای مردان چنین تعبیر می شود : « تو به اندازه ی کافی قابل و شایسته نیستی». مرد به زنی نیاز دارد که اشتباهاتش را به رخ او نکشد. چنین زنی او را یاری می کند و مرد در می یابد که ایمن است . و زن مردی را بیشتر دوست دارد که اشتباهاتش را می پذیرد.

چرا مردان احساسات شان را پنهان می کنند ؟
مرد ذاتاً بدگمان ، اهل رقابت ، خوددار ، مدافع و تک رو است. او احساساتش را پنهان می کند تا همه چیز را در دست خود داشته باشد . برای مردان احساساتی شدن به منزله ی از کف دادن اختیار است. جامعه هم از دیرباز چنین رفتارهایی را در مردان تقویت کرده و به آنان آموخته که مرد باشید .. شجاع باشید.. مرد که گریه نمی کنه ...
چرا مردان مرتب کانال های تلویزیون را عوض می کنند
او به دنبال نقطه ی پایان داستان می گردد. با عوض کردن کانال او می تواند مشکل خود را فراموش کرده، به آدم های توی تلویزیون نگاه کند. زنان کانال عوض نمی کنند. آنان به برنامه نگاه می کنند و به دنبال خط سیر داستان هستند نه نقطه ی پایان آن.
چگونه می توان پسران را به حرف زدن واداشت
مادری که می خواهد رابطه ی بیشتری با پسرش داشته باشد باید او را در فعالیتی مثل نقاشی کردن ، ورزش، بازی های کامپیوتری و ... همراهی کند. البته در این حالت مکالمه روان نیست چون پسران باید گاهی فعالیتشان را قطع کنند تا به سؤالات جواب بدهند. برای پسران انجام دو کار در آن واحد مشکل است. امّا هدف اصلی در این جا برقراری رابطه است. همین راهکار در مورد مردان هم موفقیت آمیز است ولی در لحظات بحرانی یا حساس ، مانند هنگام عوض کردن لامپ نباید با ایشان حرف زد.
وقتی هم زن نگران است و هم مرد
وقتی هم مرد نگران است هم زن ، اوضاع مانند قدم گذاشتن به منطقه ای مین گذاری شده به نظر می رسد. مردان ساکت می شوند و زنان از سکوت مردان می ترسند. زن برای اینکه به مرد کمک کند می کوشد او را به صحبت وا دارد . این بدترین کار ممکن است . در کمال ناباوری مرد به زن می گوید که پی کار خودش برود و او را تنها بگذارد.مردان باید بدانند که وقتی زن نگران است دل اش می خواهد حرف بزند؛ مردان باید گوش کنند و هیچ راه حلی پیشنهاد ندهند.
وقتی مردی تحت فشار شدید روحی و عصبی است یا نیاز دارد راه حلی برای مشکل اش بیابد ، کسی نباید مزاحم شود. او ارتباطش را با آن قسمت از مغزش ، که احساسات را هدایت می کند قطع کرده ، وارد مرحله ی حل مشکل شده و سکوت اختیار کرده است . وقتی مردی از تابلوی ورود ممنوع استفاده می کند زن وحشتزده میشود . زن وقتی از دیگران بریده و به تنهایی پناه می برد که احساساتش جریحه دار شده ، دروغ شنیده یا از او سوء استفاده شده باشد.
زن گمان می کند مرد هم دچار چنین مشکلاتی شده که به انزوا پناه برده است. او گمان می کند که مرد را آزرده و مرد دیگر او را دوست ندارد . او سعی می کند مرد را به صحبت وا دارد. ولی مرد امتناع می کند. مرد تصور می کند زن به توانایی او برای حل مشکل شک دارد. وقتی احساسات زنی جریحه دار می شود مرد خیال می کند که زن احتیاج به جایی خلوت ، خالی و دنج دارد.اگر مردی در گوشه ای نشست او را رها کنید و مطمئن باشید حال اش خوب خواهد شد. اگر زنی در گوشه ای نشست بدانید که مشکلی بروزکرده و زمان آن فرا رسیده که با او وارد گفت و گویی عمیق و طولانی شوید.
خرید : لذت زن ، وحشت مرد
برای زنان خرید کردن مثل حرف زدن است. هدف و قصد خرید کردن مهم نیست . اهمیتی ندارد که زنان چیزی بخرند یا نخرند. نفس خرید رفتن برای زنان مفرح ، شادی بخش و تسکین دهنده است . آنان با این کار احساس جوانی و سرزندگی می کنند . این گونه خرید کردن در عرض بیست دقیقه باعث سکته ی ناقص یا احیاناً کامل مرد می شود. مرد می خواهد سریع شکار را صید کند و به خانه بیاورد ، نه اینکه ساعت ها بدون قصد خرید ویترین ها را تماشا کند آخر سر دست خالی به خانه برگردد.
برای اینکه مردی را تشویق کنید با شما به خرید بیاید ،معیارها و مشخصات واضحی (مانند رنگ ، اندازه ، جنس و مدل) به او بدهید . به او بگویید که کجا و به چه مدت خرید خواهید کرد.
تأثیر تعریف و تمجید بر زنان
وقتی زنی لباس جدید پوشیده و از مرد می پرسد «چطوره » ؟، احتمالاً با پاسخ کوتاهی مانند «خوبه» یا «عالیه» مواجه خواهد شد.
به عنوان مثال اگر مردی بگوید: « عجب ، آفرین به این سلیقه ! یه کم بچرخ بذار پشت لباست رو هم ببینم. این رنگ واقعاً بهت میاد. چاک لباست ، هیکلت رو بهتر کرده . گوشواره هات هم کاملاً به کیف و کفش و لباست می خوره . معرکه شدی » بیشتر زنان بی نهایت به وجد خواهند آمد.

فصل هشتم
مردان ، زنان ، روابط جنسی
مرکز روابط جنسی در کجای مغز قرار دارد
هیپوتالاموس ناحیه ای است که در آن هورمون ها(به ویژه تستوسترون) سبب برانگیخته شدن کشش جنسی می شوند. با در نظر گرفتن اینکه مردان 20-10 برابر زنان تستوسترون دارند و دارای هیپوتالاموس بزرگ تری هستند ، واضح است که چرا تمایلات جنسی بیشتری دارند. به همین دلیل مردان در هر زمان و هر مکان قادر به برقراری رابطه جنسی هستند.
سطح تستوسترون مرد با افزایش سن پایین می آید و در نتیجه تمایلات جنسی او نیز کاهش می یابد. تمایلات جنسی زن رفته رفته افزایش می یابد . اوج این تمایلات بین 38-36 سالگی است. به همین دلیل گاهی دیده می شود که زنان مسن تر با پسران جوان تر رابطه برقرار می کنند.مردان جوان تر با توانایی جسمانی مخصوصی که دارند زنان مسن تر را جذب می کنند. رفتار و توانایی جنسی مردان در 19 سالگی با رفتار و توانایی جنسی زنان در دهه 30 و 40 سالگی سازگاری بیشتری دارد.
مرد در 70 سالگی به اندازه ی 30 سالگی به روابط جنسی علاقه مند است ولی به اندازه ی 30 سالگی توانایی جنسی ندارد.
تمایلات جنسی و استرس
وقتی از مردان درباره ی رابطه شان با زن شان بپرسید ، آنان وضعیت خود را باتوجه به کارهایی که همسرشان برای شان انجام داده توضیح می دهند . مثلاً اگر زن شان صبحانه خوبی آماده کرده یا پیراهن شان را اتو زده یا بدنشان را ماساژ داده ، می گویند که رابطه ی خوبی دارند. زنان در این مورد با مردان فرق دارند. آنان رابطه با شوهرشان را براساس وقایع اخیر زندگی تجزیه و تحلیل می کنند. مثلاً اگر شوهری در ماه های گذشته توجه بیشتری به زن کرده باشد ،در کار خانه به او کمک کرده باشد و وقت زیادی برای صحبت کردن با او صرف کرده باشد ، زن می گوید که رابطه شان خوب است.
گاهی پیش می آید که مرد در طول روز یک آقای کامل بوده ولی همسرش از برقراری رابطه ی جنسی با او خودداری می کند زیرا او دو هفته قبل به مادرش توهین کرده است . تحقیقات معتبر نشان می دهد که تعداد توهین ها و انتقاداتی که همسران نسبت به هم اعمال می دارند رابطه ای مستقیم یا تعداد بیماری های واگیردار و عفونی طی پنج سال آینده (به خصوص در زنان ) دارد. هر قدر میزان انتقاد و توهین بالا باشد وخامت و عفونت بیماری بیشتر و بدتر خواهد بود.
تعداد روابط جنسی در سنین مختلف
براساس تحقیقی که در سال 2000 در استرالیا به عمل آمده میانگین تعداد روابط جنسی زوج های مختلف به دست آمده است .
تعداد روابط جنسی    سن
148 بار در سال     20 ساله ها
110 بار در سال     30 ساله ها
78 بار در سال     40 ساله ها
61 بار در سال     50 ساله ها
61 بار در سال    60 ساله ها
چگونه تمایلات جنسی به شما سلامتی می بخشد
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشان می دهد رابطه ی جنسی برای سلامتی سودمند است. داشتن یک رابطه ی جنسی عاشقانه آن هم سه بار در هفته 35000 کیلو ژول انرژی می سوزاند. این مقدار انرژی معادل 130 کیلومتر دویدن در سال است . تمایلات جنسی باعث می شود که سطح تستوسترون خون شما بالا برود و این عمل باعث تقویت استخوان ها ،استحکام استخوان ها و ماهیچه ها شده ، میزان کسترول بدن را تنظیم می کند. بورلی ویپل ، پژوهشگر روابط جنسی می گوید : آندورفین ها که مسکن های طبیعی بدن به شمار می آیند در طول رابطه ی جنسی آزاد می شوند و برای تسکین درد ، درد ناشی از حرکات ناگهانی سر و آرتروز خوب و عالی هستند.
چگونه می توان همیشه زن را راضی نگه داشت :
او را نوازش کنید . رغبت و تمایل فراوان به او نشان دهید. اگر کاری دارد برایش انجام دهید. اگر مشکل و ناراحتی دارد با او همدردی و همدلی کنید. برایش شعر و آوازهای عاشقانه بخوانید ، از او تعریف کنید . از او در برابر هر مشکلی حمایتگرانه دفاع کنید . برایش غذا آماده کنید. با او خوش اخلاق باشید. نگذارید مضطرب شود. او را تحت تأثیر قرار دهید . به او آرامش دهید. در آغوشش بگیرید . اهمیتی به قسمت های چاق بدن اش ندهید. او را به هیجان آورید. نگرانی هایش را بر طرف کنید . وسایل مورد نیازش را فراهم کنید. به او تلفن بزنید، غافلگیرش کنید . از هر فرصتی برای ابراز علاقه به او استفاده کنید. خطاهایش را ببخشید ، در کارهایی که انجام می دهد شرکت کنید.
چگونه می توان همیشه مرد را راضی نگه داشت :
باید برهنه وارد اتاقش شد.
مردان از روابط جنسی چه می خواهند
خواست مردان از روابط جنسی ساده است . رها کردن فشارهای مختلف عصبی ، روانی ، جسمی .پس از روابط جنسی مرد احساس سبکی می کند.
مردان از روابط جنسی برای بیان احساس خود نیز استفاده می کنند . اگر مرد مشکلی مانند پیدا کردن شغل جدید ،وصول چک ، یا درگیری در مشاجره ای داشته باشد ، احتمالاً برای رها کردن فشار مشکلات خود به روابط جنسی روی می آورد . زنان معمولاً این نکته را درک نمی کنند و با خشم اظهار می دارند از آنان سوء- استفاده شده است.
اگر زن از مرد انتظار حرفی منطقی یا تصمیمی جدی دارد باید پس از رابطه ی جنسی از او بپرسد. پس از رابطه ی جنسی مغز مرد شفاف و روشن است.
زنان از روابط زناشویی چه می خواهند
بسیاری از زنان دست کم 30 دقیقه وقت لازم دارند تا برای رابطه ی جنسی آمادگی پیدا کنند . ولی مردان برای  آمادگی فقط به 30 ثانیه وقت احتیاج دارند.
چرا مردان هنگام نوازش صحبت نمی کنند
بسیاری از مردان نمی توانند همزمان دو کار را با هم انجام دهند. وقتی مرد از لحاظ جنسی برانگیخته میشود، صحبت کردن ، شنیدن و رانندگی برایش مشکل می شود و به همین علت در حال ارتباط جنسی به ندرت صحبت می کند.
چه چیزی ما را تحریک می کند
مردان از طریق چشم تحت تأثیر قرار می گیرند و خواستار رابطه ی جنسی هستند. زنان از راه گوش تحت تأثیر قرار می گیرند و خواهان لمس و عشق هستند.
فصل نهم
عشق ، رمانس ،ازدواج
مرکز عشق در کجای مغز قرار دارد
پروفسور سیمین زکی مغز 11 زن و 6 مرد را اسکن کرد که طی 6 تا 12 ماه گذشته دیوانه وار عاشق و شیفته شده اند.دانشمندان دریافتند که با دیدن عکس شخص مورد علاقه چهار محل مخصوص در مغز فعال می شود. دو ناحیه از این نواحی در غشای مغزی که پیشرفته ترین قسمت مغز به شمار می آید قرار داشتند. این دو ناحیه عبارت اند از قسمت میانی که سبب برانگیخته شدن جرأت و شهامت در فرد می شود و قسمت دا خلی که سبب برانگیخته شدن جرأت و شهامت در فرد می شود و قسمت داخلی که به داروهای نشاط آور پاسخ می دهد. دو ناحیه ی دیگر در عمیق ترین و اصلی ترین قسمت مغز قرار داشتند. این دو ناحیه که به کسب تجربه از راه پاداش مربوط هستند، در اعتیاد هم نقش مهمی ایفا می کنند.
این تحقیق نشان می دهد که چرا وقتی ما عاشق می شویم شاد و خوشحال هستیم و انگار که مواد مخدر مصرف کرده باشیم ، در عالم هپروت هستیم و افسرده نمی شویم .
چرا مردان بلد نیستند بگویند «دوستت دارم »
گفتن دوستت دارم هرگز برای هیچ زنی مشکل نیست. دنیای مغزی او زندگی او را سرشار از عواطف ، احساسات و ارتباطات و کلمات زیبا می کند.
اکثرمردان ازمسئولیت پذیری و قبول تعهد وحشت دارند.آنان میترسند به محض ادای اولین حرف جمله ی «دوستت دارم » بقیه ی عمر گرفتار شوند. بسیاری از مردان نمی دانند که با گفتن چنین جمله ای به زن ، او را زودتر به اوج هیجان جنسی می رسانند.
چرا وقتی مردان عاشق زنی باشند او را از هر نظر جذاب می بینند
مطالعات مؤسسه ی کینزی نشان می دهد مردی که عمیقاً زنش را دوست داشته باشد رابطه ی جنسی مطلوبی را با او خواهد داشت . یعنی اگر مردی عاشقانه همسرش را دوست داشته باشد ، او را از لحاظ فیزیکی جذاب می شمارد. از طرف دیگر اگر مردی عاشق زن نباشد ، حتی اگر زن بسیار زیبا هم باشد ، او اهمیتی به این حقیقت نمی دهد.
مردان و دنیای رمانتیک
اگر مردان از زنان تعریف و تمجید نمی کنند دلیلش این نیست که نمی خواهند یا دوست ندارند ، بلکه اهمیت این تعریف و تمجید را درک نمی کنند.وقتی پای عشق و عالم رمانتیک به میان می آید ، بسیاری از مردان گیج و سرگردان می شوند. مردان برای نشان دادن علاقه به همسرشان کاری انجام می دهند.
«هرگز فراموش نکنید که زن موجودی رمانتیک است.او هدیه هایی مانند شاخه گل و شکلات لذت میبرد. با او احساساتی و رمانتیک باشید و در هر فرصتی در مورد این مطالب با او صحبت کنید. »(وودی آلن)
وقتی زن رابطه ای جدید را با مرد شروع می کند به دنبال احساس و عشق می گردد و تمایلات جنسی در پی این رابطه پدید می آید.مردان ابتدا وارد رابطه ی جنسی می شوند و بعد به دنبال رابطه ی عاشقانه می گردند.
3 راه به دست آوردن قلب زنان
1- او را به رستوران دعوت کنید.
2- شومینه را با چوب روشن کنید.
3- به او گل هدیه دهید.
چرا مردان لمس کردن و صحبت کردن را متوقف می کنند
آیا این شکایت برای شما آشنانیست ؟ «شوهرم تا قبل از ازدواج دست مرا در خیابان می گرفت و پشتم را نوازش می کرد و صبح تا شب بدون وقفه با من صحبت می کرد. امّا حالا دیگر دستم را نمی گیرد و میلی به صحبت کردن ندارد .» بعد از ازدواج ، مرد تمام موارد را در مورد همسر خود می داند و دیگر چیزی برای گفتن ندارد .ولی اگر مرد بفهمد که مغز زن برای برقراری ارتباط از راه صحبت کردن برنامه ریزی شده و حساسیت او به لمس و نوزاش ده برابر حساسیت خود اوست ، می تواند حرف زدن و لمس کردن را تمرین کند و با این کار زندگی مشترک خود را به میزانی چشمگیر بهبود بخشد.
وقتی روابط زن و شوهر عادی می شود بهتر است به یاد دوران عشق و عاشقی خود بیفتند . شام خوردن در نور شمع ، قدم زدن عاشقانه در ساحل ، گردش آخر هفته دور از مسائل کاری ، سبب ترشح هورمون های خاص می شود و زن و مرد دوباره به مرحله ی شیفتگی می رسند.
چگونه می توان همسر مناسبی را انتخاب کرد؟
عشق با شهوت شروع می شود که فقط چند ساعت یا چند روز یا چند هفته ادامه می یابد. بعد نوبت شیفتگی می رسد که بین 3 تا 12 ماه ادامه دارد. و بعد مرحله ی پیوستگی آغاز می شود. وقتی هورمون های مخصوص این مرحله چشم بصیرت عاشقان را کور کنند ، پس از چند سال فروکش می کنند.
زمانی بود که شوهرتان از صحبت کردن شما درباره ی هر چیز کوچک لذت می برد اما حالا اگر بخواهید دو کلمه حرف بزنید می خواهد شما را خفه کند .
گل رز گل عشق است . پس از چند روز گلبرگ های زیبایش می ریزد و فقط شاخه ای خشک و زشت از آن باقی می باند.در انتخاب همسری مناسب هوشیاری کافی به خرج دهید تا بتوانید یک عمر با او زندگی کنید. چنین شخصی باید با شما وجوه مشترک داشته باشد. وقتی مرحله ی شیفتگی پایان می پذیرد (که حتماً هم چنین خواهد شد) آیا می توانید با همسرتان یک رابطه ی دوستانه و دائمی برقرار کنید ؟ فهرستی از صفات و خصوصیات همسر آینده خود تهیه کنید و مطمئن باشید که با تهیه ی فهرست می دانید به دنبال چه کسی هستید. همان طور که اشاره شد زنان هم طالب مردانی با فرم بدنی به شکل (V ) هستند که دارای شخصیت برجسته ، مسئولیت پذیر و متعهد در قبال زن و کودکان، سخت کوش و حامی است . البته این خصوصیات هم به نتایج هورمونی کوتاه مدت زنان ربط پیدا می کند و در موفقیت زندگی زناشویی در روابط امروزی نقش بارزی ایفا نمی کند.
اگر شما قاطعانه در هر شرایطی به یاد صفات همسر دلخواه خود باشید ، طبیعت در مقابل شما خلع سلاح میشود و نمی تواند با به کار بردن ویژگی های غریزی شما را گمراه کند.

فصل دهم
به سوی  آینده ای متفاوت
مردان و زنان متفاوت هستند . هیچ کدام از دیگری بهتر یا بدتر نیست، بلکه فقط متفاوت هستند. این باور که از نظر اجتماعی و سیستمی زنان و مردان باید حقوق مساوی داشته باشند ، براین پایه قرار داده شده که زن و مرد مثل هم هستند در حالی که این واقعیت ندارد.
برای 31% زنان بین 30-18 ساله مادر بودن اولین اولویت بود. 18% آنان شغل را اولین اولویت انتخاب کردند. در جهان 80% زنان تربیت فرزند در خانواده های سنتی را در صدر فهرست اولویت خود قرار دادند.
حرف آخر
روابط مرد و زن برخلاف تفاوت های جنسیتی فراوان همچنان ادامه دارد. وقتی زن و مرد نمی دانند که طبیعت شان با هم فرق دارد هر یک انتظار دارد دیگری خواسته اش را درک کند و خود را با آن ها وفق دهد. با روند کنونی ، روابط زناشویی رو به تباهی می رود . این عقیده ی نابجا که زنان و مردان امروزی یکسان و همانند هستند و اولویت ها ، تمایلات ، و خواسته های یکسانی دارند، سبب بروز فشارهای روحی و روانی بسیاری می شود.
چگونه می توان از مردان و زنانی که ساختار مغزی کاملاً متفاوتی دارند رفتار یکسانی را طلب کرد؟مردان خواهان قدرت ، موفقیت و رابطه ی جنسی هستند . زنان رابطه ، شهامت و عشق می خواهند.
علم آرام پیش می رود و سال ها طول می کشد تا نتایج آن وارد نظام آموزشی شود. پس سال ها باید انتظار بکشیم تا روابط زن و مرد در مدارس آموخته شوند. بنابراین شما خواننده ی عزیز باید خود را آموزش دهید زیرا بعد از آن می توانید با برقرار کردن روابط شادی آفرین و سعادت بخش که لایق اش هستید ، به زندگی با همسرتان امیدوار باشید.

خلاصه کتاب آنچه زنان و مردان نمی دانند
نویسنده : آلن وباربارا پیز

هفت گام مهم در ارتباط موثر

مقدمه :

يكي از ويژگيهاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. آيا شما اين ويژگي را داريد؟ كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد. در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين مهارت اشاره مي كنيم.

گام اول: گوش دادن

 

درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به‌كار ببندد ارتباط دچار مشكل مي شود. گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه طرف مقابل به زبان مي آورد نيست، بلكه شامل برخي موارد به شرح زير است:

- اينكه گوينده كيست؟

- ديدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چيست؟

- چه مسائلي او را نگران مي كند، احساساتش چگونه است و چه انتظاري از ما دارد؟

علاوه به اينها يك شنونده موفق بخوبي مي تواند هماهنگي لازم بين ارتباط كلامي و غيركلامي برقرار نمايد، قادر است به كليه ژستها و حالات بدني گوينده توجه كند و خود نيز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدني مناسب جهت تاييد و اعلام درك طرف مقابل استفاده كند. او هيچگاه با خميازه كشيدن و يا با نگاه كردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوينده نمي گيرد و دائما” درصدد است تا با تماس چشمي مناسب اين موضوع را به گوينده منتقل نمايد كه علاقمند است به حرفهاي او گوش دهد.

به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم: صريح و صادق بودن

صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند. تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شيندن نمي باشد. بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را  حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد. اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود و از واقعيت دور مي گردد.

به خاطر داشته باشيم ابهام و عدم صدات در ارتباطات انساني سرمنشاء بسياري از مسائل و مشكلات در ارتباطات فردي است.

گام سوم: همدلي و همدردي

اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار، آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم.  بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم دنيازي ذهني طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد. مثال: دوستتان به شما مي گويد: هم اتاقي‌ام اعصاب من را خرد كرده است به هيچ وجه نمي توانم او را تحمل كنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه مي توانيد به او بگوييد: ( مثل اينكه از دست او خيلي عصباني هستي، اين طور نيست؟ )

به خاطر داشته باشيد كه در برخورد همدلانه مجبور نيستيد در جهت موفقيت با طرف مقابل خود حرف بزنيد. به جاي آن با تكرارصحبت او احساساتش را تصديق كنيد. در ضمن لازم نيست در مقابل حرفهاي طرف مقابل قضاوت و نتيجه گيري كنيد. نكته قابل ذكر اينكه ميان همدلي و همدردي تفاوت وجود دارد، در همدردي شنوندنه سعي مي كند با احساسات و عواطف گوينده همنوايي داشته باشد. بدين معني كه خوشحال شدن به خوشحالي او و متاسف شدن به ناراحتي او منجر مي شود ولي همانطور كه اشاره شد در همدلي، شما الزاما” درصدد تاييد و موافقت با طرف مقابل خود نمي باشيد.

همدلي و همدردي هر دو در تداوم ارتباط نقش بازي مي كنند، با اين تفاوت كه در همدلي نقش منطق قوي‌تر از احساس است و شنونده با همدلي به خوبي به حرفهاي گوينده گوش ميدهد تا بتواند براي حل مسئله به او كمك كند، ولي در همدردي صرفا” با تخليه هيجانات و عواطف منفي به او كمك مي كند.

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد  غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار مشكل مي سازد. همانطور كه قبلا” نيز اشاره شد، ما بدين دليل با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم تا از طريق آن به حل مسائل و مشكلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل كردن اطلاعات ، درك بهتر خود و رفع نيازهاي اجتماعي دست يابيم، در روابطي كه (( ارزيابي ديگران )) عنصر اصلي آن مي باشد نه تنها اهداف مذكور تحقق نمي يابد، بلكه آرامش لازم در ارتباطات انساني نيز از بين مي رود. بايد به خاطر داشته باشيم همه ما مي‌خواهيم ديگران با نظرات ما موافقت  كنند و يا حداقل به افكار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تاييد كنند، زير عقايد و نظرات ما براي خودمات كاملا” اهميت ندارند، اگر در ارتباط با ديگران اين تصور پيش آيد كه به نظرات آنها احترام نمي گذاريم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طي نمي نمايد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.

گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب

اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند مخالفت كنيم. به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با مجموعه سخنان او موافق نيست ) و سپس در مقام موافقت و تاييد آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش عجيبي مي گذارد.

ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

مثال: همكلاسي شما مي گويد: اصلا” حرفهاي تو را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باتوست، ما هميشه نبايد دربست و به صورت صددرصد حرفهاي ديگران را نپذيريم.

بايد به خاطر داشت كه لحن پاسخ شما نيز مهم است. اگر پاسخ تحقيرآميز باشد اين روش اثر مطلوب را نخواهد داشت.

گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي

شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و محيط زندگي است.

آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال،‌ آرزوها و نيازهاي خود و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:

-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي داشته باشند؟

-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟

-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟

-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟

-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟

-زماني كه مسئله يا  مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت، صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است. علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده

اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار، تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:

آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟ مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشته‌ايم به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (( خطاي حسي )) گفته ميشود.

سيستم شناختي ما نيز بعضا” دچار خطا و تحريف ميشود. اين خطاها را روانشناسان شناختي (( تحريف شناختي يا خطاي شناختي )) مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال را به همان گونه كه هستند بازنمايي نمي‌كنند، بلكه شكلهاي عجيب و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.

تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند، لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت. در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد، اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است، امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است ( پيش داوري )

-حتما” من كاري كرده‌ام ( شخصي سازي )

-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد ( تعميم مبالغه آميز )

-رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم ( نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده )

همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان بسيار كمك كننده است.

سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم

****

منبع : مقاله " هفت گام اساسي در برقراري ارتباط موثر " -تهيه کننده : زهره استوار: كارشناس مركز مشاوره دانشگاه تهران- انتشارات : معاونت دانشجويي و فرهنگي مركز مشاوره دانشجويي- وزارت علوم، تحقيقات و فناوري

چهل نامه کوتاه به همسرم | نادر ابراهیمی(1)

نامه اول

ای عزیز!

راست می گویم.
من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
قلمم را دیده ام چنان که گویی بخشی از دست راست من است؛ و کاغذ را.
من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
من اینجا «من» را دیده ام -که اسیر زندان بزرگ نوشتن بوده است،همیشه ی خدا، که زندان را پذیرفته، باور کرده، اصل بودن پنداشته، به آن معتاد شده، و به تنها پنجره اش که بسیار بالاست دل خوش کرده...
و آن پنجره تویی ای عزیز!
آن پنجره ، آن در، آن میله ها، و جمیع صداهایی که از دور دستها می آیند تا لحظه ای، پروانه وش، بر بوته ی ذهن من بنشینند، تویی...
این ، می دانم که مدح مطلوبی نیست
اما عین حقیقت است که تو مهربان ترین زندانبان تاریخی.
و آنقدر که تو گرفتار زندانی خویشتنی
این زندانی، اسیر تو نیست-
که ای کاش بود
در خدمت تو، مرید تو، بنده ی تو...
و این همه در بند نوشتن نبود.
اما چه می توان کرد؟
تو تیماردار مردی هستی که هرگز نتوانست از خویشتن،بیرون بیاید
و این، برای خوب ترین و صبور ترین زن جهان نیز آسان نیست.
می دانم.
اینک این نامه ها
شاید باعث شود که در هوای تو قدمی بزنم
در حضور تو زانو بزنم
سر در برابرت فرود آورم
و بگویم: هر چه هستی همانی که می بایست باشی،و بیش از آنی،و بسیار بیش از آن.به لیاقت تقسیم نکردند؛ و الا سهم من،در این میان،با این قلم،و محو نوشتن بودن،سهم بسیار ناچیزی بود: شاید بهترین قلم دنیا،اما نه بهترین همسر دنیا...

چهل نامه کوتاه به همسرم | نادر ابراهیمی

 چهل نامه کوتاه به همسرم | نادر ابراهیمی

بسم ا... الرحمن الرحیم

اشاره

آن روز ها که تازه تمرین خطاطی را شروع کرده بودم،حدود سالهای 63-65 ، به هنگام نوشتن،در تنهایی- در فضایی که بوی تلخ مرکب ایرانی در آن می پیچید و صدای سنتی قلم نی،تسکین دهنده خاطرم می شد که گرد ملالی چون غبار بسیار نرم بر کل آن نشسته بود- غالبا به یاد همسرم می افتادم- که او نیز همچون من و شاید نه همچون من اما به شکلی،گهگاه و بیش از گهگاه،دلگرفتگی، قلبش را خاکستری می کرد- و می کوشیدم که با جستجو به امید رسیدن به ریشه های گیاه بالنده و سر سخت اندوه، و دانستن اینکه این روینده ی بی پروا از چه چیزها تغذیه می کند،و شناختن شرایط رشد و دوامش را نه آنکه نابود کنم بل زیر سلطه و در اختیار بگیرم.
پس یکی از خوبترین راه های رسیدن به این مقصود را در این دیدم که متن تمرین های خطاطی ام را تا آنجا که مقدور باشد اختصاص دهم به نامه های کوتاهی برای همسرم،و در این نامه ها بپردازم تا سرحد ممکن،به تک تک مسایلی که محتمل بود ما را،قلب هایمان را آزرده کند؛ و دست رد به سینه ی زورآوری های ناحقی بزنم که نمی بایست بر زندگی خوب ما تسلطی مستبدانه بیابد و دائما بیازاردمان.
رفته رفته عادتم شد که تمرین نستعلیق را از روی سرمشق استادم بنویسم و شکسته را،به میل خودم،خطاب به همسرم، در باب خرده و کلان مسایلی که زندگی مان داشت و گمان می کنم که هر زندگی سالمی،در شرایطی،می تواند داشته باشد.
و این شد که تدریجا تعداد این نامه ها که نگاهی هم داشتند به جریان های عادی زندگی،رو به فزونی نهاد،تا آنجا که فکر کردم این مجموعه،شاید،فقط نامه های من به همسرم نباشد،بل سخنان بسیاری از همسران به همسرانشان باشد،و به همین دلیل به فکر باز نویسی و چاپ و انتشار آنها افتادم.
در سال شصت وشش، عمده ی توانم را برای تنظیم و ترتیب این نامه ها به کار گرفتم؛ و اینک این هدیه ی راستین ماست - من و همسرم - به همه ی کسانی که این نامه ها می تواند از زبان ایشان نیز بوده باشد- لااقل،گهگاه، اگرنه همیشه،و مشکل گشای ایشان به همین گونه.
و شاید ،در لحظه هایی به ضرورت،غم را عقب بنشاند،آنقدر که امکان به آسودگی نفس کشیدن پدید آید.

ن.ا.

 

یادداشت:همسرم می گوید:« بنویس که رسم نامه نوشتن و از طریق نامه حدیث دل گفتن و به مسایل و مشکلات جاری پرداختن را تو از آغاز جوانی داشتی، تا گمان نرود که تنها بوی تلخ مرکب و صدای سنتی قلم به نوشتن وادارت کرده است» و نوشتم.