اضطراب چيست ؟

اضطراب چيست ؟

همه انسان ها اضطراب را در زندگى خود تجربه مي‌ کنند و طبيعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعيت هاى تهديدکننده و تنش‌ زا مضطرب مي ‌شوند ، اما احساس اضطراب شديد و مزمن در غياب علت واضح ، امرى غير عادى است .

اضطراب شامل احساس عدم اطمينان ، درماندگى و برانگيختگى فيزيولوژيکى است . به‌ طور کلى اضطراب يک احساس منتشر ، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم دلواپسى است که با يک يا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل ، تنگى قفسه سينه ، طپش قلب ، تعريق ، سردرد و غيره همراه است .

بررسي ها نشان مي ‌دهد که اضطراب در مرد ها ، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان ، افراد کم درآمد و سالمندان بيشتر شايع مي ‌باشد .

اضطراب در کودکان و نوجوانان
بسيارى از کودکان هنگام قرارگيرى در وضعيت جديد مثل روبرو شدن با افراد جديد ، احساس اضطراب کرده و به ‌طور خجالت‌آ ورى به مادر و پدر ، افراد فاميل و يا وابستگان به اصطلاح « آويزان » مي‌ شوند .

معمولاً والدين مي ‌توانند آنها را تشويق به خروج از « منطقه امن » بکنند . هر چند بعضى از کودکان در مقابل اين شرايط مقاومت کرده و آنها را نمي ‌پذيرند . به ‌منظور کمک به کودکان در اين موقعيت بايد صبر و حوصله کافى داشت به‌ طوريکه آنها احساس اعتماد به نفس کافى جهت مقابله با مسائلى که به نظر شان مشکل مى آيد ، را کسب کنند .

بسيارى از والدين از اين احساس کودکانشان آگاه نيستند تا روزى که آنان به مشکلى برخورد مي ‌کنند مثل روز رفتن به مدرسه و ... منشاء اين اضطراب در کودکان ناشناخته مي ‌باشد . اغلب ترکيبى از يک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با يک طبيعت ناشى از شرم و خجالت زمينه بسيارى از اضطراب کودکان را تشکيل مي ‌دهد .

بسيارى از شکايت هاى کودکان در دوران ابتدائى مدرسه همچون درد معده يا سوزش سر دل و يا دردهاى پراکنده ديگر ، ناشى از وجود يک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانى در پدر و مادر مي ‌تواند از علل آن باشد که اين نگرانى مستقيماً به کودک انتقال يافته و با اين شکايات بروز مى کند .

شايعترين اختلالات اضطرابى در کودکان و نوجوانان عبارتند از :
اضطراب جدايى ( Separation Anxiety )
اضطراب امتحان ( Exam Anxiety )
اضطراب اجتماعى ( Social Anxiety )
ترس از مدرسه ( School Phobia )

عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن
سرچشمه بسياري از ناراحتي هاي ظاهراً غير منطقي نوجوانان اضطرابي است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زير ناشي مي شود : تغييرات جسماني از قبيل نگراني از ديررسي بلوغ به خصوص در پسرها ، نگراني از زود رسي بلوغ به خصوص در دختر ها ، ترس و احساس خجالت از تغيير جسماني و رنج ناشي از عدم پذيرش تغييرات جسماني ، عدم پذيرش از جانب همسالان ، مستقل شدن ، بروز رفتار پرخاشگرانه ، غير منطقي بودن ، نداشتن مهارت هاي لازم براي زندگي ، تمايلات جنسي و آشفتگي در نقش . در اينجا به طور مختصر بعضي از اين عوامل مورد بررسي قرار مي گيرند :

نحوه رويارويي با رنج ناشي از تغييرات جسماني
تغييرات ناشي از دوران بلوغ را نوجوان بتدريج مي پذيرد . علت اصلي نگراني در مورد نکات ديگري همچون زودرسي و ديررسي بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغييرات جسماني ، عدم آگاهي ، آگاهي ناقص يا محدود و يا اطلاعات نادرست نوجوان در زمينه هاي مختلف بلوغ و تغييرات جسماني ناشي از آن است ، که بهترين راه پيشگيري نيز فراهم آوردن آگاهي و بينش دقيق ، صحيح و به موقع است . والدين بايد قبل از پيدايش علايم ثانويه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقي ، در جريان مسائلي از جمله سن بلوغ ، عوامل موثر در پيدايش بلوغ و تغييرات جسماني و آثار رواني آن بگذارند . والدين و مربيان با فراهم آوردن جوي آزاد و سالم بايد اين امکان را به نوجوان بدهد که سوالات ، افکار ، احساسات و احياناً نگراني هاي خود را صادقانه مطرح و جواب هاي مناسب دريافت کند و نبايد بگذارند تا نوجوانان براي يافتن پاسخ سوالات خود کساني که صلاحيت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود . در مواردي که نوجوان نمي تواند مسائل را حضوري با والدين مطرح کند ، بايد مربيان و اولياي مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمايي کنند و با ارائه کتاب هاي مناسب و بحث هاي مفيد ، زمينه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند .

رويارويي با اضطراب ناشي از عدم پذيرش از جانب همسالان
نتايج پژوهشي نشان داده است که ناامني ، وابستگي شديد و ناسالم نوجوان به والدين ، ناتواني يا نداشتن مهارت هاي لازم در برقرار کردن روابط عاطفي ، اجتماعي و اخلاقي سالم ، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذيرش ارزش ها و آداب و رسوم گوناگون ، موجب اضطراب بسياري از نوجوانان مي شود . براي اينکه نوجواني که تجربه هاي ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شديد نشود و يا اضطراب او ادامه پيدا نکند اقدامات زير مفيد است :

- والدين بايد گرايش فرزند خود به همسالان را بدرستي درک کنند ، زيرا اين يک نياز طبيعي است که بخواهد مورد توجه و حمايت همسالان قرار گيرد .
- والدين با نوجوان در مورد گزينش دوست توافق نمايند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاري نيز نکند .
- بايد سعي کنند به طور منطقي با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب ، با گفتگوي ملايم و استدلال ، او را متوجه نتايج نامطلوب بعضي از معاشرت ها کنند .
- والدين و مربيان براي دوستان نوجوان بايد اعتبار و احترام قايل باشند .
- والدين و مربيان و ... بايد در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان ، احترام و شخصيت نوجوان را حفظ کنند .

رويارويي با اضطراب ناشي از دوگانگي و ترس از مستقل شدن
يکي از عمومي ترين نياز هاي نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و ديگران است . مطالعات نشان داده که اضطراب در کساني بيشتر ديده مي شود که دچار ناامني شديد ، عدم اعتماد به نفس ، وابستگي ناسالم به والدين بخصوص مادر هستند . کسب استقلال در بسياري از نوجوانان اضطراب ايجاد مي کند . از جمله حالاتي که در زمينه مستقل شدن ديده مي شود ، تضاد و دوگانگي است ، يعني نوجوان در حالي که مي خواهد و مي داند که بايد مستقل شود از استقلال نيز مي ترسد . براي جلوگيري از اين دوگانگي والدين بايد وضعيتي فرآهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس ، امنيت رواني و جرات تجربه کردن ، بتدريج درصدد کسب استقلال برآيند . يکي از دلايل اساسي در اضطراب ناشي از مستقل شدن ، عدم آگاهي از وضعيتي است که نوجوان بعد از مستقل شدن پيدا خواهد کرد . به نوجوان بايد مسئوليت و فرصت داد که در بسياري از امور مربوط به خود اظهار عقيده کنند و تصميم بگيرند ، ولو اينکه اشتباه کنند . و نبايد نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبيه يا تحقير قرار داد بلکه بايد به آن ها اين فلسفه را آموخت که زندگي سراسر تلاش و مبارزه است و آنها مي توانند از خطا هاي خود درس هاي مفيد بياموزند . در نياز نوجوانان به کسب استقلال تفاوت هاي فردي وجود دارد به همين دليل نبايد آنها را مقايسه ملامت آميز کرد زيرا گاهي باعث دلسردي ، احساس نا امني و اضطراب مي شود .

رويارويي با اضطراب ناشي از بروز رفتار پرخاشگرانه
يکي از خصوصيات بعضي از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگري کلامي يا غير کلامي بروز مي کند . عدم توانايي در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسياري از نوجوانان است . بطور خلاصه بالا بردن ميزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامي و سختي ها ، ارضاء صحيح نياز هاي کودک ، ايجاد امنيت رواني و بوجود آوردن الگو هاي رفتار مناسب مي تواند در پيشگيري رفتار پرخاشگرانه موثر باشد . اگر اين اقدامات بموقع انجام نشود بايد در زمان حال امکاناتي فراهم آوريم که نوجوان کمتر پرخاشگري کند و با اضطراب کمتري روبه رو شود . توصيه هاي زير در اين زمينه مفيد است :

- والدين و ديگران بايد تا حد ممکن از امر و نهي هاي زياد ، بي مورد و غير اصولي خودداري کنند .
- از ايجاد ممنوعيت و محدوديت هاي بي مورد که مغاير با نياز نوجوان به کسب آزادي و استقلال است خود داري کرد .
- با تقويت روحيه نوجوان بخصوص تکيه بر مهارت ها و توانايي هاي مثبت او ، بايد روش هاي مناسب مواجهه با ناکامي را به او آموخت .
- به نوجوان بايد آموخت که در مقابله با خشم به جاي اينکه بدون تفکر خشمي کنترل نشده ابراز دارند منطقي برخورد کنند و بدون توهين و تحقير به ديگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بيان کنند .
- بايد به او فهماند که نحوه برخورد ديگران با او تا حدي نتيجه رفتار خود اوست .
- در برابر پرخاشگري نوجوان نبايد از تنبيه يا تحقير استفاده کرد ، زيرا اين رفتارها خود باعث تشديد پرخاشگري مي شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او ، پاسخ نداد ، منتها بايد به نوجوان فهماند که بي اعتنايي ظاهري به پرخاشگري او حمل بر تائيد يا قبول آن نيست .

انواع اضطراب
اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد که هر فردى ممکن است به يک يا چند نوع از اين اختلالات مبتلا باشد :

۱- اختلال اضطراب فراگير يا منتشر ( Generalized Anxiety Disorder )
ترکيبى از علائم زير در اين اختلال وجود دارد :
طپش قلب ، تنگى نفس ، اسهال ، بي ‌اشتهايى ، سستى ، سرگيجه ، تعريق ، بي ‌خوابى ، تکرر ادرار ، لرزش ، فقدان آرامش ، مرطوب بودن کف دست ، احساس گرفتگى گلو ، نگرانى نسبت به آينده ، گوش به زنگ بودن نسبت به محيط . در اضطراب فراگير خطر واقعى وجود ندارد .

۲- اختلال هراس ( Panic Disorder )
اين افراد دچار حملات اضطرابى پيش‌بينى نشده‌ اى مي شوند که ممکن است ظرف چند ثانيه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان کند . مبتلايان به اين اختلال مي‌ ترسند مبادا بميرند ، ديوانه شوند يا بي‌اختيار دست به کار هايى بزنند و يا علائم روانى حسى غير معمول نشان دهند . ساير علائم اختلال اضطراب فراگير نيز در اين اختلال مشاهده مي‌گردد .

۳- ترس هاى اختصاصى يا ساده ( Simple Phobia )
شايع ترين نوع ترس است . در خانم ها بيشتر وجود دارد . يک نوع ترس غير منطقى است که طى آن فرد از مواجهه با اشياء ، فعاليت ها و موقعيت هاى خاص همچون ترس از حيوانات ، طوفان ، بلندى ، جراحت ، خون و مرگ اجتناب مي‌ کند . در اين موارد خود فرد متوجه افراطى و غير منطقى بودن ترس خويش است .

۴- ترس از مکان هاى باز ( Agorophobia )
افراد مبتلا به اين اختلال از وارد شدن به موقعيت هاى ناآشنا هراس دارند . مثلاً از رفتن به فضاى باز ، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع مي‌ کنند . اين افراد از ترک کردن محيط منزل دچار ترس شديد هستند . اين اختلال در نوجوانى شروع مي ‌شود و معمولاً اين افراد تجربه اضطراب جدايى را در دوران کودکى داشته ‌اند .

۵- ترس هاى اجتماعي ( Social Phobia )
اين نوع ترس از اواخر دوران کودکى يا اوائل نوجوانى شروع مي‌ شود . اين افراد در مواجهه با ديگران احساس شرمسارى مي ‌کنند ، نگران هستند که دست ها و صداي شان نلرزد و سرخ نشود . معمولاً از صحبت کردن و غذا خوردن در حضور جمع ، ابراز وجود کردن ، انتقاد کردن ، اظهار نظر کردن و اشتباه کردن مي ‌ترسند .

۶- اختلال وسواس ( Obsessive - compulsive Disorder )
عبارت است از وسواس شدن افکار يا اعمال غير ارادى ، تکرارى و غيرمنطقى که فرد برخلاف ميل خود آن را تکرار مي‌ کند . اين بيمارى مي‌ تواند به ‌صورت وسواس فکرى ، وسواس عملى و يا وسواس فکرى و عملى توأم با هم باشد .
در وسواس فکرى ، فرد نمي‌ تواند فکرى را از ذهنش خارج کند ( مثل افکار پرخاشگرى يا جنسي ) ، يعنى يک فکر ، عقيده ، احساس مزاحم و تکرار شونده وجود دارد .

در وسواس عملى فرد براى اجراى تکرارى عملى خاص يا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار مي ‌کند مثل شستن مکرر دست ها . فکر وسواسى موجب افزايش اضطراب شخص مي ‌گردد در حالي‌ که عمل وسواسى اضطراب شخص را کاهش مي ‌دهد .

۷- اختلال استرس پس از سانحه ( PTSD : Post Troumatic Stress Disorder )

اين اختلال قبلاً « سندرم موج انفجار » ناميده مي ‌شد . معمولاً با يک استرس شديد هيجانى که شدت آن مي‌ تواند براى هرکس آسيب‌رسان باشد همراه است از قبيل جنگ ، بلا يا سوانح طبيعى مثل زلزله ، مورد حمله يا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شديد .

علل اضطراب
اضطراب مي ‌تواند ناشى از يک وضعيت روحي - اجتماعى ، فيزيکى ، زيست ‌شناختى ، اختلالات طبى ، اثرات جانبى دارو ها و يا ترکيبى از اين موارد باشد . هنر يک پزشک در اين است که اضطراب شما را در مجموعه ‌اى از اين عوامل تشخيص و راهنمايى کند .

فاکتور هاى روانى اجتماعى
حالات درونى فرد و انگيزه ‌هاى ناخودآگاه
ناتوانى فرد در مقابله با فشار هاى محيطى مانند کار ، ازدواج و مبادلات بازرگانى
احساس جدايى يا طرد شدن
احساس فقدان يا از دست دادن حمايت هاى عاطفى مثل مرگ همسر

تغييرات ناگهانى محيطى يا حوادث غيرمنتظره و خطرناک از قبيل :
٭ حوادث طبيعى مثل زلزله
٭ استرس ناشى از يک بيمارى طبى
٭ استرس ناشى از دارو ها
٭ استرس ناشى از مصرف مواد مخدر مثل کوکايين

يادگيرى در منزل و محيط مثل يادگيرى اضطراب ها و ترس هاى والدين
افکار و عقايد غير منطقى ، غلط و اغراق ‌آميز در مورد خطرات موجود در موقعيت ها مثل : اضطراب امتحان که همراه با افکار و عقايد غلو آميز مي ‌باشد .

عوامل جسمانى و زيست‌ شناختى
ژنتيک
اضطراب اغلب از زمان کودکى و طفوليت شروع مي شود . بنابراين تشخيص علائم زود هنگام اين اختلالات از اهميت خاص کلينيکى برخوردار است . مطالعات در اين زمينه روى دو قلو هايى که پدر و مادر مضطرب داشتند شروع شده و ثابت شده است که اختلالات اضطرابى به شدت در فرزندان دو قلوى والدين مضطرب ، حتى آنانکه در محيط هاى مختلف بزرگ شده ‌اند ، بيشتر است . در اين زمينه ژن هاى مخصوصى که واسطه‌ هاى شيميايى مجزايى را توليد مي‌ کنند شناخته شده است .

فعل و انفعالات شيمياى مغز

علل طبى و اثرات دارو ها
انواع و اقسام بيماري هاى طبى مي‌ توانند علائمى شبيه علائم اختلالات اضطرابى ايجاد کنند .

اثرات مصرف دارو هاى روانگردان و مواد مخدر
- پر کارى تيروئيد ، کم ‌کارى تيروئيد و کمبود ويتامين ب ١٢
- وجود غده‌ اى در غده فوق کليوى به‌نام فئوکروموستيوم ، هورمون اپينفرين ( Epinephrin ) توليد مي‌ کنند که مي ‌تواند موجب علائم اضطرابى به ‌صورت حمله‌ اى شود .
- برخى ضايعه ‌هاى مغزى علائمى ايجاد مي‌ کنند که شبيه علائم اختلال وسواس عملى است .
- بي ‌نظيم هاى قلبى علائم جسمى اختلال هراس ( پانيک ) را ايجاد مي‌ کند .
- کمبود قند خون ( هيپوگلسيمي ) مي‌ تواند علائمى شبيه علائم اختلال اضطرابى توليد کند .
- و بسيارى موارد ديگر .

خشم و كنترل آن

خشم و كنترل آن

خـشم يـك هيـجـان نـاخوشـايند اما طبيعي و ضروري براي انـسان ميباشد. خشم ميزان قابل توجهي انرژي ذهني وجسمي را مصروف خود ميكند. خشم تهديدي جدي براي روابط شخصي و شغلي پديد مي آورد. خشم فرصت لذت بـردن از زندگي را از انسان سلب ميكند. دلايل برانگيخته شـدن هيجان خشم در افراد و موقعيتهاي مختلف متفاوت است:
* تصور در معرض تهديد، خسارت، آسيب يا از دست رفتن دارايي، سلامتي، غرور، عزت نفس ، ارزشها و شخصيت .
* ناكاميها – پايمال گشتن حقوق – بي حرمتيها.

* انتظارات نابجا از ديگران – تصور آنكه جهان و ساكنين آن ميبايد طبق يك الگوي خاص باشند.
اما برخي افراد بيش از ديگران مستعد خشمگين شدن ميباشند مانند:
* افرادي كه نياز مبرم و سيري ناپذيري براي كامل بودن دارند.
* افرادي كه ترس شديدي از خطا كار بودن و در اشتباه بودن دارند.
* افرادي كه نياز شديدي به كنترل كردن ديگران دارند.
* افرادي كه از شنيدن عقايد نو و يا متفاوت با عقايد شخصيشان هراس دارند.
* افرادي كه از رها كردن موضوع به حال خود بيم دارند.

* افرادي كه نياز شديد و مفرطي به مورد پذيرش قرار گرفتن و تاييد ديگران دارند.
* افرادي كه تصور ميكنند همواره بايد با صلابت، شجاع، قدرتمند و قوي بنظر برسند.
* افرادي كه از تجربه كردن احساسات ناخوشايند هراس دارند.
* افرادي كه اعتماد بنفس پاييني دارند.
* افرادي كه تحملشان نسبت به ناكاميها اندك ميباشد.
* افرادي كه از مورد انتقاد واقع شدن هراس دارند.
برخي اوقات آستانه ظهور خشم كاهش مي يابد مانند:
هنگام خستگي – بيماري – درد – الكل و داروهاي ديگر – استرس .
خشم تاثيرات فيزيولوژيكي فراواني بروي بدن پديد مي آورد:
* ترشح هورمون آدرنالين.
* تسريع تنفس .

* افزايش ضربان قلب و فشار خون.
* انتقال جريان خون از پوست، كبد، معده و روده ها به سمت قلب، سيستم عصبي مركزي و عضلات .
* متوقف شدن سيستم گوارش.
* آزاد گشتن ذخاير گلوكز از كبد.
* ترشح كورتيزول و سركوب سيستم ايمني بدن.
* افزايش هورمون تستوسترون در مردان.
* تسريع و تشديد حركات و گفتار.
* سفت شدن عضلات.
* افزايش دقت ، تيزي و حساسيت حواس پنجگانه.
* گشاد شدن چشمها .
* سرخ شدن چهره.
* افزايش قواي جسماني.

اما هنگامي كه فرد عادت دارد بسيار سريع كنترل خود را از دست داده و خشمگين گردد در دراز مدت خشم اثرات بسيار زيان آوري بروي سلامتي فرد بجاي خواهد گذاشت از جمله:
* سردرد.
* اختلالات پوستي ، قلبي-عروقي، هيجاني، گوارشي.
* نارسايي سيستم عصبي.
* تشديد علايم بيماري موجود در بدن.
* آرتروز.
* سكته قلبي .
* خودكشي.

اما خشم مراحلي دارد كه بايد در همان مراحل نخستين و ابتدايي مهار و كنترل گردد تا به مراحل بحراني نرسد:
۱-مرحله رنجش.
۲- مرحله ناكامي.
۳- مرحله خشم.
۴- مرحله غضب.
۵- مرحله خشونت.
اما برخي از هيجانات ممكن است زير پوشش هيجان خشم نهفته باشند و خود را بصورت خشم نمايان سازند مانند:
ترس – غم – سردرگمي – هيجان – نفرت – حسادت – گناه – اضطراب.
همه افراد بطور يكسان اقدام به ابراز هيجان خشم نميكنند. در واقع راههاي بسياري براي ابراز خشم وجود دارد از جمله:
۱- واپس راني: پس از تجربه خشم فرد آن را به فراموشي سپرده و يا در خود فرو ميريزد.
۲- جابجايي: انتقال خشم به فرد و يا شيئي كه عامل اصلي خشم نميباشد. مثلا فردي كه از دست رييس خود عصباني است به اشياء لگد زده و يا خشم خود را سر همسر خود خالي ميكند.

۳- كنترل: فرد سعي ميكند خشم خود را كنترل كند.
۴- سركوب: فرد خشم را تجربه ميكند اما آن را فرو نشانده و اظهار نميدارد.
۵- گريستن: خشمي كه تخليه هيجاني و كلامي نگشته خود را بصورت گريه ظاهر ميسازد.
۶- واكنش افراطي: فرد نسبت به عمل فرد مقابل واكنش بيش از حد نشان ميدهد كه با كرده فرد تناسب ندارد. مثلا فرد در پاسخ به توهين شخصي اقدام به كتك زدن وي ميكند.
۷- رويارويي مثبت: پاسخ مستقيم و صريح فرد نسبت به عامل خشم و بيان احساس و دلايل برانگيخته گشتن خشم خود.
۸- پاسخ انفعالي: در اين حالت فرد خشم خود را بطور واضح و مستقيم ابراز نميكند. پاسخ انفعالي انواع گوناگون دارد از جمله:
خشونت انفعالي: مثلا فرد در حضوردوست خود اعتراضي نكرده و خشم خود را ابراز نميكند اما به محض غيبت دوستش اقدام به تخريب اموالش ميكند.
رفتار مخفيانه: غيبت، ناسزاگويي زير لب، سكوت اختيار كردن- پرهيز از تماس چشمي – تحقير – سرقت – شكايت – فريبكاري – سخن چيني.
بازي دادن: تحريك ديگران به اعمال خشونت آميز و سپس خود را كنار كشيدن – تمارض – تخريب روابط ديگران.
از خودگذشتگي و فداكاري هاي مفرط: در كارها به ديگران كمك فراوان كرده اما كمك ديگران را نميپذيرد.

رفتارهاي وسواسگونه: اعتياد – خود كشي – تعصب – انتقاد جويي -سرزنش نفس نيز ميتواند نوعي ابراز خشم باشد.
در كل ۳ راه براي ابراز خشم وجود ندارد: يا آن را بدرون خود ريخته و سركوب كنيم كه منجر به نابودي و صدمات بسيار به روح و جسممان ميگردد- يا آن را فرياد زده و با خشونت سر ديگران خالي كنيم كه منجر به نابودي و آسيب به ديگران و مخدوش گشتن روابط ميگردد- و راه آخر آنكه آن را پذيرفته و با كنترل و جهت دادن مثبت به آن اين انرژي عظيم را مهار كرده و در پيشبرد اهداف سازنده از آن سود بريم.
در زندگي افراد و مسايل بسياري وجود دارند كه موجب برانگيختن خشم ميگردند اما هرگاه همواره مقهور آنها شويم و اجازه دهيم تا خشم بر ما اعمال كنترل كند ديري نميگذرد كه جسم و روح ما دچار فرسودگي و زوال ميگردد. بايد سعي كرد تا آنجا كه ممكن است بيهوده خشمگين نشد. يك عامل برانگيخته شدن خشم انتقادهاي ديگران ميباشد. انتقادهايي كه بندرت واقعي بوده و به منظور بهبود رفتار و شخصيت ما بيان ميگردند. معمولا افرادي كه نابجا اقدام به انتقاد از شما ميكنند اهداف زير را در سر دارند:
* دلسرد ساختن و ارعاب شما.
* افكندن اشتباهات، تقصيرات و گناه ها به گردن شما و فرافكني.
* تغيير و كنترل شما.

* سرپوش نهادن به عيوب و كاستيهاي خود.
* حسادت به شما.
* تخليه عقده ها، خشمها و ناكاميهاي گذشته خود.
بنابراين در واكنش به اينگونه انتقادها خونسردي خود را حفظ كرده و با قاطعيت اما با آرامش در مقابل منتقد خود بياستيد. نكته ديگر آنكه خود را براي موضوعاتي كه كنترلي روي آنها نداريد خشمگين نسازيد. شما تنها قادر به تغيير خود و واكنش خود نسبت به دنياي پيرامون خود ميباشيد. نكته آخر آنكه خشم از طرز تفكر ما نسبت به وقايع پيرامونمان نشات ميگيرد نه خود وقايع بنابراين با كنترل افكارتان خشم خود را نيز تحت كنترل خويش در آوريد.
هيچ چيز و هيچكس قادر به خشمگين ساختن شما بدون اراده و خواسته شما نبوده و هنگامي كه به فردي چنين اجازه اي را ميدهيد تا شما را خشمگين سازد در واقع كنترل خود را بدست آن فرد سپرده ايد.

با کنترل خشم از زندگی لذت ببریم
همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده ایم. خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می‌کند. خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار، در هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی می باشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما به وجود آورد. همچنین خشم می‌تواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند. و زودتر ازآنچه تصور می‌کنید به سلامت شما آسیب می رساند. متأسفانه خشم برای شما مانند همدم همیشگی است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر طغیانی، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهی بالا خواهد برد و این تنها یکی از پیامدهای زیانبار خشم بر تندرستی شما است.

افزون بر این باید بدانید که خشم و عصبانیت همچون زهری است که دائما به درون شما می‌ریزد. حال ممکن است این سئوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چیست؟ و چگونه می توانید از دست این پدیده رنج آفرین رهایی یابید؟خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغییر است: خشم می تواند عصبانیت و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون آمیز باشد. طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با ویژگی های روانشناسی اشخاص تغییر می کند. هنگامی که عصبانی می‌شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا می رود و میزان ترشح هورمون ها نیز افزایش می یابد. عصبانیت می‌تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران ،اعضاء خانواده و یا رئیس خود رنجیده باشید و رفتار آن ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند. فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل و مشکلات روزمره و یا به یادآوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده اند نیز از عواملی هستند که می توانند خشم شما را برانگیزند. بیان کردن خشم، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس العمل تند و خشن حالتی غریزی است که اکثر ما هنگامی که خشمگین می شویم، از خود بروز می‌دهیم.

خشم عکس العمل طبیعی در برابر تهدید،خطر و … است که به ما این اجازه را می دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم. بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر است، ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌کنند، از لحاظ قانونی و معیارهای اجتماعی ناهنجار تلقی می‌گردد و پیامدهائی منفی خواهد داشت. سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم وجود دارد: ۱- ابراز کردن ۲- سرکوب کردن ۳- آرام کردن. ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر، این روش منطقی ترین راهکار برای ابراز خشم است. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف بدون صدمه زدن به دیگران برسید. جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلاتتان را از راه منطقی حل کنید. سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که هنگامی که خشمگین می شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید. هدف از این روش، مهار خشم شما و تبدیل آن به رفتارهای سازنده است.

اما پیامد منفی این روش، این است که اگر عصبانیت خود را ابراز نکنید، خشم فرو‌خورده در درون شما باقی می‌ماند و این خشم درونی می تواند باعث افزایش فشار خون و یا افسردگی شما شود. از این رو، بیان نکردن خشم می‌تواند مشکلات دیگری را به وجود آورد. افرادی که خشم خود را ابراز نمی‌کنند، نسبت به همه چیز بدبین هستند و با دیگران رفتاری پر از کینه و خصمانه دارند. آنها مرتب دیگران را تحقیر می کنند و همه چیز را مورد انتقاد قرار می‌دهند و معمولا در روابط خود با دیگران دچار مشکل هستند و کمتر رابطه‌ای موفق دارند. در نهایت سومین راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است. در این حالت با جملات و واژه های تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابر این می توان چنین نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات خود را مهار کنید.کنترل خشم این امتیاز را دارد که احساسات ناشی از خشم و هم تحریکات جسمانی که خشم باعث به وجود آمدن آنها می‌شود، کاهش می‌یابد.

بیماری اوتیسم

بیماری اوتیسم چیست؟
اوتیسم، یک اختلال رشد است که در سه سال اول زندگی ظاهر می گردد. این بیماری با تاثیر بر روی مغز کودک، رفتارهای اجتماعی و مهارت ارتباط برقرار کردن را مختل می کند.


کودک مبتلا به بیماری اوتیسم
علت واقعی این بیماری هنوز مشخص نیست، اما مطالعاتی در رابطه با دلیل بروز این بیماری در حال انجام است.
به نظر می رسد مساله ژنتیک مهم باشد. برای مثال دوقلوها بیشتر دچار این بیماری می شوند تا یک برادر و خواهر. اختلال کروموزومی و مشکلات عصبی در افراد اوتیسمی مشاهده شده است.
دیگر علت های این بیماری ( که هنوز به اثبات نرسیده) شامل: رژیم غذایی ، تغییرات مجرای گوارشی ، مسمومیت با جیوه ، عدم استفاده از ویتامین ها و املاح و حساسیت به واکسن است.

تزریق واکسن باعث اوتیسم می شود؟
بسیاری از والدین نگران این موضوع هستند که برخی واکسن ها برای کودک شان خطرآفرین است.
دانشگاه امراض کودکان در آمریکا و موسسه دارویی ( IOM) اعلام کردند که هیچ نوع واکسن و یا ترکیبات واکسنی مسئول ایجاد بیماری اوتیسم نیستند. آنها گفتند که فواید واکسن زدن خیلی بیشتر از خطرات احتمالی آن است.

تعداد کودکان اوتیسمی چقدر است؟
هنوز تعداد این کودکان، مشخص نشده است. بیماری اوتیسم در پسران 3 تا 4 برابر بیشتر از دختران است. وضعیت اقتصادی خانواده، میزان تحصیلات افراد خانواده و نوع زندگی تاثیری بر این بیماری ندارند.

ناتوانی های کودکان اوتیسمی کدامند؟
1- سندرم Asperger : بیماری است که در طی سال های اول مدرسه ظاهر می گردد و شامل تداخلات اجتماعی، دقت زیاد در صحبت کردن و اشتیاق به کارهای غیرمعمول است.
2- سندرم Rett : این یک بیماری سیستم عصبی است که برگشت را ایجاد می کند، به خصوص در استفاده از زبان و دست ها. تفاوت زیادی با اوتیسم دارد و تنها در زنان دیده شده است.
3- ناتوانی در یادگیری : نادر است و این در مواردی رخ می دهد که به بچه یک چیز را یاد می دهیم و آن بچه در 10 سالگی آن را از یاد می برد.
4- ناتوانی در پیشرفت

همچنین اوتیسم می تواند تداخلاتی را در مغز ایجاد کند و بیماری های دیگری را نیز بوجود آورد از قبیل:


• Fragile X syndrome
• Mental retardation (عقب ماندگی ذهنی)
• Tuberous sclerosis(تصلب بافت ها)
• Seizures(صرع)


Fragile X syndrome

یک بیماری ارثی می باشد که از کم هوشی ناشی می شود. در این بیماری ژن ها قادر نیستند پروتئین کافی را برای سلول (به خصوص سلول مغز) تولید کنند.

علائم بیماری اوتیسم چیست؟
بیشتر والدین اوتیسمی، هنگامی که بچه آنها 18 ماهه تا 2 ساله می شود، کمک می خواهند. بچه های اوتیسمی مشکلاتی دارند، از قبیل:
تداخل در روابط اجتماعی، وانمود کردن به بازی و ارتباط کلامی و غیر کلامی.
بیشتر کودکان اوتیسمی، در سن 1 یا 2 سالگی معمولی هستند، ولی ناگهان زبان گفتاری و مهارت های اجتماعی را از دست می دهند.
کودکان اوتیسمی، ممکن است:
- بسیار حساس به نور، صدا، لمس، بو و یا مزه باشند. مثلا از پوشیدن لباس های زبر خودداری کنند و ناراحت و افسرده شوند.
- هنگامی که زندگی روزانه تغییر پیدا کند، حرکات تکراری را انجام دهند و یا اشیا را در جای خود نگذارند. همه این عوامل باعث اندوه و پریشانی آنها می شود.
این نشانه ها ممکن است از ضعیف تا شدید باشد.

مشکلات ارتباطی این بیماران شامل:
- نمی توانند صحبت راشروع کنند، و یا توانایی ادامه بحث را ندارند.
- ارتباط، با حرکات دست به جای استفاده از لغات صورت می گیرد.
- رشد زبان و تکلم به کندی صورت می گیرد و یا اصلا صورت نمی گیرد.
- عدم دقت در دیدن اشیا
- به جای لغت "من" از "تو" استغاده می کند، برای مثال به جای آن که بگوید من آب می خواهم، می گوید" تو آب می خواهی.
- عدم توجه به اشیا (در 14 ماهگی مشخص می شود)
- کلمات و یا جملات را تکرار می کنند.
- بدون احساس حرف می زنند.

تداخلات اجتماعی
روابط دوستانه ندارند.
بازی های کلامی را دوست ندارند.
تنهایی را ترجیح می دهند.
بدون توجه به لبخند هستند.

عدم پاسخ به اطلاعات احساسی
از صدای بلند، وحشت زده نمی شوند.
حواس بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه کمی دارند.
ممکن است از صدای معمولی، خوش شان نیاید و دستان شان را بر گوش خود بگذارند.
ممکن است تنها بمانند، زیرا خیلی دست پاچه می شوند.
یک سطح صاف را خارش می دهند و اشیا را لیس می زنند.
به درد، خیلی زیاد و یا خیلی کم واکنش نشان می دهند.
ممکن است یک جمله را چندین بار تکرار کنند.
منظور گوینده را به سختی می فهمند.
نمی توانند درک کنند که گوینده حرف خنده دار می زند و یا سرزنش کننده.
ممکن است حرف نزنند و یا خیلی کم حرف بزنند.
خطر را حس نمی کنند.

کودک مبتلا به بیماری اوتیسم
بازی کردن به شیوه خود
یک تکه کوچک اسباب بازی برای آنها جالب می باشد، مثلا چرخ های یک ماشین.
بازی کسی را تقلید نمی کنند.
ترجیح می دهند تنها بازی کنند.
در آن نقش که بازی می کنند، دارای قوه تخیل کمی هستند.
همیشه باید یک بازی کنند.
آن ها رفتار مخصوص به خود دارند. خود را یا تکان می دهند و یا دست می زنند.

رفتار نامناسب
خشونت
تکرار یک نقش یا فکر
بی دقت
بی علاقه و بدون احساس
پرتحرک و یا کم تحرک
تمایل به خود و یا دیگران
تکرار حرکات بدن

نشانه ها و آزمایشات
اگر نوزاد شما دچار مشکلات زیر بود، حتما او را نزد پزشک ببرید:
در 12 ماهگی، هنوز چیزی نمی گوید (منظور گفتن همان کلمات ناواضح است)
در 12 ماهگی، اشاره نمی کند و یا "بای بای" نمی کند.
در 16 ماهگی، یک لغت هم نمی گوید.
در 24 ماهگی، دو لغت نمی گوید.
از دست دادن تکلم و یا مهارت های اجتماعی در هر سنی

درمان
- دارو درمانی: دارو برای جلوگیری از خشم، عصبانیت، مشکلات حواس، بیش فعالی، مشکلات خوب، بی پروا بودن، زودرنج بودن و زود عصبانی شدن، به کار می رود.
- تجزیه رفتار کاربردی ( ABA) : برای تقویت مهارت های مختلف کاربرد دارد. این برنامه در منزل کودک صورت می گیرد.
- درمان و تدریس به کودک اوتیسمی ( TEACH): در این روش به کودک با استفاده از عکس ها نشان می دهند که چه کارها و مهارت هایی را باید انجام دهد.
- درمان جسمی
- گفتار درمانی: در این روش با کودک خیلی واضح و روشن حرف می زنند. ممکن است ساعت ها طول بکشد تا بتوان یک جمله را به کودک یاد داد.
- معالجه حسی و بینایی

بهترین درمان، مجموع تمامی درمان های بالا می باشد.

رژیم غذایی
برخی از بچه های اوتیسمی، مایل به رژیم فاقد گلوتن و یا فاقد کازئین می باشند. گلوتن در گندم، جو و چاودار است. کازئین در شیر، پنیر و دیگر محصولات لبنی یافت می شود.
هیچ بررسی نشان نداده است که تغییر رژیم غذایی، اثر مثبتی بر روی این کودکان داشته باشد.
اما کودک باید یک رژیم متعادل داشته باشد و به مقدار کافی انرژی و مواد مغذی دریافت کند.
مریم سجادپور
بخش تغذیه و سلامت تبیان

روانشناسی رنگ ها

روانشناسی رنگ ها 

تعریف رنگ در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست. آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.


تاثیرات رنگ‌ها
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است. رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.
روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.


در این روش:
از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.


از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود. نیلی به سیستم لنفاوی بدن نیرو می‌بخشد و غدد و دستگاه ایمنی را تقویت می‌کند. خون را پاک می‌کند و اثر سم زدائی دارد.
اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.



 

روان‌شناسی رنگ‌های مختلف

روان‌شناسی رنگ سیاه


ـ سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.
ـ سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
ـ رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
ـ در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
ـ رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 
روان‌شناسی رنگ سفید
ـ رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
ـ رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
ـ رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.

 
روان‌شناسی رنگ قرمز
ـ رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
ـ رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
ـ رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
ـ رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

 
روان‌شناسی رنگ آبی
ـ آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
ـ رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
ـ رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
ـ رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
ـ رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
ـ رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

 
روان‌شناسی رنگ سبز
ـ رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
ـ رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
ـ پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
ـ رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
ـ از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
ـ رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.

 
روان‌شناسی رنگ زرد
ـ رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
ـ رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
ـ رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
ـ رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
ـ چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 
روان‌شناسی رنگ ارغوانی
ـ رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
ـ رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
ـ رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.


روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای
ـ رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
ـ رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
ـ رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
ـ رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

 
روان‌شناسی رنگ نارنجی
ـ رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
ـ رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
ـ رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 
روان‌شناسی رنگ صورتی
ـ رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
ـ رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
ـ با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شد.

بازی درمانی(3)

 

بازی درمانی(3)

نظریه های مطرح شده در مورد بازی :

1-   دیدگاه و نظریه اسلام و دانشمندان اسلامی درباره بازی :

رسول گرامی اسلام (ص) وجود حالت فعال و جوشش رادرطفل خردسال نمایانگرفزونی خرد و اندیشه اودر بزرگسالی دانسته است. نحوه برخورد پیامبر اکرم (ص) با کودکان از ظرافت ، دقت و روشنی ویژه ای برخورداربود .[1][17]

امام محمد غزالی در برنامه پیشنهادی خود برای آموزش کودکان ساعاتی از وقت مراکز تعلیم و تربیت را به بازی و ورزش اختصاص می دهد . [2][18]

خواجه نصیر طوسی بازی را وسیله ای برای رفع خستگی از فعالیت های جدی می داند . [3][19]

2-   دیدگاه پیاژه :

پیاژه نظریه پردازی اولیه خود دراین زمینه را براساس مشاهده تیله بازی کودکان پی ریخته بود (این بازی درآن زمان درمیان اروپاییان رایج بود)

پیاژه معتقد بودبازی راهی است برای دسترسی به جهان بیرون و لمس آن به گونه ای که باوضع کنونی فرد مطابقت داشته باشد . وی معتقد بود بازی دررشد کودک نقش اساسی دارد اما کاروی بیشتر درباره چگونگی رشد ذهنی بود .[4][20]  

پیاژه اظهار می دارد رشد شناختی کودک ازطریق چهارمرحله عمده است

  • مرحله حسی حرکتی : اولین مرحله ( اززمان تولد تاحدود 18 ماهگی ) دراین مرحله نوزادان به تدریج می آموزند که رابطه ای بین اعمال آنها و دنیای خارج وجود دارد .
  • مرحله قبل ازعمل کودکان توانایی شکل دادن به تصورات ذهنی از اشیا و حوادث را کسب می کنند ( 18 تا 24 ماهگی )
  • مرحله اعمال عینی دوره اعمال عینی تا سن 11 سالگی ادامه می یابد و شامل بروز بسیاری ازمهارت های مهم است .
  • مرحله اعمال رسمی که پیاژه معتقد است بیشتر کودکان درحدود سن 12سالگی وارد آخرین مرحله رشد شناختی یعنی اعمال رسمی می شوند درطی این دوره جنبه های عمده تفکر بزرگسالان ظهور میکند .[5][21]

3-   نظریه انرژی اضافی : این نظریه را به اسپنسر3 و شیلر 4 نسبت داده می شود . طبق این نظریه بازی صرفا" برای تخلیه انرژی اضافی بدن انجام می شود و هدفی را دنبال نمی کند . اسپنسر همچنین معتقد است که بازی علاوه بر صرف انرژی اضافی برای تقلید از رفتار اطرافیان به ویژه والدین انجام می گیرد .

4-   نظریه پیش تمرین : این نظریه رابه کارل گروس 5 نسبت می دهند . وی معتقد است که بازی یک سلسله پیش تمرین است که هدف آن ساختن رفتارهایی است که کودک در بزرگسالی خود به انجام آنها می پردازد .

5-   نظریه استراحت و رفع خستگی :

این نظریه را به لازاروس 6 نسبت می دهند . طبق این نظریه بازی به منظور استراحت و رفع خستگی انجام می گیرد .

6-   نظریه تکرار فعالیت های اجدادی : بانی این نظریه استانلی هال 7 است  وی معتقد است کودکان به بازی می پردازند تا محتوا و صحنه هایی را که اجدادشان ایجاد کرده بودند تجدید کنند . از نظر استانلی هال کودکان ویژگی بازی را به ارث می برند .

7-   نظریه سوزان ایساکس 8 (1934-1896)

ایساکس تحت تاثیر فروبل قرار داشت و بازی راروشی برای بیان احساس می دانست . او معتقد بود که بیشترین یادگیری از سن 7 سالگی آغاز می شود . [6][22]

 

8-   نظریه فردریچ فروبل 9 (1852-1782)

فروبل کارخود رااز مهدکودک آغاز کرد . نظریه های او درباره پرورش کودک و مراقبت از او درسال های نخست کودکی هنوز مطرح است . او معتقد بود که بچه ها ضمن بازی یاد می گیرند و یادگیری هنگامی نتیجه بخش است که کودک به بازیهای خیالی که اوراوادار به فکرکردن می کند می پردازد . از نظر فروبل باارزش ترین فعالیت ها، فعالیتهای خارج از خانه و همچنین بازی های سازنده مانند هنر – صنایع دستی – موسیقی و.... است .

9-   نظریه ژان ژاک روسو  0 [7][23] :

روسو براهمیت نقش بازی در درک کودک تاکید داشت وی معتقدبود که باید به کودک احترام گذاشت و از شتابزدگی در دواری پرهیز کرد . بنابرتوصیه روسو معلم برای همبازی شدن با بازی کودکان باید خود نیز کودکانه رفتار کند تا بتواند ارتباط مناسبی برقرار کند .

10- نظریه زیگموند فروید 11 ( 1939- 1856 )

فروید برخلاف روسو معتقد بود برای درک کودک نیازی به کودکانه رفتارکردن نیست بلکه معتقد بود راهی بایستی پیدا کرد تاکودک را به دوران بزرگسالی رساند فروید به کودک کاوی یا تحلیل روانی کودک اعتقاد داشت .

11- نظریه اریک اریکسون [8][24]1 (1979- 1902)

اریکسون نظریه فروید درباره شخصیت و ذهن را کامل کرد . اوبه ارتباط میان بازی تخیلی و بازی عاطفی نیز علاقه مند بود .

 

 

 

12- نظریه کریست اتی3[9][25](قرن بیستم )

اتی نظریه طرح و برنامه ریزی آموزشی در بازی را مطرح کرده است .

13- نظریه رفتار درمانگرها درمورد بازی

یکی از بهترین روش های درمانی مسائل کودکان ، رفتار درمانی است این تکنیک درتقویت رفتار مطلوب و همچنین خاموش ساختن رفتار نا مطلوب کاربرد دارد .

کودکانی که از نظر احساسی پریشان هستند به توجه و مراقبت ویژه والدینشان نیاز دارند و برای تغییر رفتار سال های اولیه زندگی بهترین موقعیت است . 1

 

چند نکته در خصوص فراهم کردن شرایط بازی کودکان :

درفراهم کردن شرایط بازی کودکان بزرگترها باید به چند نکته توجه کنند .

1-   فضا یا محیط بازی : برای بازی محلی مشخص یا فضایی مناسب در نظر گرفته شود .

2-   وسایل بازی : بسیارمهم است که وسایل فراهم شده با سن کودک و مراحل پیشرفت او تناسب داشته باشد .

3-   مدت بازی : فرصتهایی که به کودک داده می شود بسیار مهم است .

4-   همبازیها : درسرتاسر مراحل رشد ، کودکان به همبازی نیاز دارند . در آغاز لازم است بزرگترها با کودک همبازی شوند .

 

تاثیر بازی در رشد اعتماد به نفس کودک : 

اعتماد به نفس نوجوانان ، تحت تاثیر محیط اطراف یا توجه دیگران رشد می کند .

امادرکودکانی که دارای تفکراتی محدود هستند ممکن است مراحل رشد آهسته تر باشد . پرورش تخیلات مثبت کودکی که نسبت به کودکان دیگر متفاوت به نظر می رسد ، بسیار حائز اهمیت است .

بخشی از آشنایی کودکان با جهان خارج از طریق بازیها انجام می گیرد . کودک ازراه عمل و تجربه در محیط به ابداع می پردازد . با پدیده ها و مسائل جدید آشنا می شود و به هنگام مشاهده دقت خود را به کار می اندازد و با استفاده از این زمینه ها قدرت انتخاب بهترین راه حل را به دست می آورد و قادر می شود که شناخت صحیح تری از پدیده های محیط خود کسب کند .

به طور کلی بازی می تواند بعنوان وسیله ای باشد که کودک طی آن نحوه صحیح زندگی کردن و مقابله با مشکلات و حتی اضطرابها را بیاموزد . همچنین بازی ، مناسب ترین وسیله جهت برقراری ارتباط در مورد کودکانی است که قادر به بیان خواسته ها و انتظارات خود نیستند .

موفقیت دربازیهای کودکانه سبب تفکرات مثبت شده و اعتماد به نفس را در آنها پرورش می دهد . [10][26] 

حس کنجکاوی و انگیزه بازی کودکان دارای سطوح گوناگونی است و لازم است که بزرگترها با توجه به این مسئله مشوق کودکان بوده و به رشد آنها کمک کنند .

 

5 آزمون کاربردی برای کودکان :

  • آزمون C.A.T  ( آزمون اندریافت موضوع کودکان )
  • آزمون مادلند 14
  • آزمون گودیناف 15
  • آزمون دنور 16
  • آزمون اسلاسن 17

دوتا ازاین آزمونها به نامهای C.A.T و مادلند جزء آزمونهای فرافکن هستند .

1-   آزمون C.A.T شامل 10کارت سیاه و سفید است و برای آزمایش کودکان 3 تا 10 ساله ساله مناسب می باشد . دراین آزمون تصاویر طوری طراحی شده اند که سبب برانگیختن تخیلات مربوط به تجربه های گوناگون دوران کودکی مانند : غذاخوردن و سایر فعالیتهای دهانی ، رقابت با برادران و خواهران ، رابطه با والدین ، پرخاشگری و آداب توالت رفتن در کودک شوند .

2-   آزمون داستانهای مادلند : این آزمون به صورت 15 داستان کوتاه نیمه تمام است که یک به یک برای کودک خوانده می شود و از او خواسته می شود که ادامه داستان رابسازد که می توان از این طریق به افکار و احساسات کودکان و چگونگی ارتباط آنها با اعضای خانواده و دوستانشان پی برد . [11][27]

توجه : آزمون مادلند و C.A.T بهترین آزمون برای به حرف آوردن کودکان و برقراری ارتباط با آنهاست .

3-   آزمون گودیناف (آزمون تصویر آدمک) این آزمون یکی از انواع آزمون های هوش است و برای اجرای آن از کودک خواسته می شود یک آدمک بکشد

4-   آزمون دنور

توسط این آزمون می توان به رشد عمومی کودک از نخستین ماه تولد تا پایان شش سالگی زندگی را سنجید . آزمون دنور علاوه بر رشد عمومی ، رشد حرکت های بدنی ، رشد توانایی صحبت کردن و رشد شخصی و رشد اجتماعی کودک را نیز می سنجد . از آنجا که رشد هوش عمومی از یک سو به رشد زبان و از سوی دیگر به رشد حرکات ظریف و برجسته بدنی بستگی دارد ، از این رو می توان با به کار بردن درست این آزمون درباره هوش کودک نیز به بینش هائی دست یافت.

5-   آزمون هوش اسلاسن

برای 2 تا 10 سالگی مناسب می باشد و شامل 12 شکل هندسی می باشد هرشکل باتوجه به موفقیت یا عدم موفقیت درترسیم تا 3بار اجرا می شود . 

 

نتیجه :

بازی به اندازه تغذیه صحیح و احساس امنیت و صمیمیت برای رشد کودک مهم و ضروری است . بازی کردن فرصتی فراهم می کند تا مهارتهای بدنی نادرست اصلاح شود و همچنین درتامین و حفظ سلامت جسمی کودک نیز موثر است .

بازی عاملی است که به رشد تفکرات و خلاقیت های کودک کمک می کند . فراهم کردن زمینه ای برای تمرین مهارت های اجتماعی ،  عمل کردن به عنوان دریچه ای برای ابراز احساسات و فراهم کردن فرصتی مناسب برای درک ارزش ها از فواید بازی است .

مطمئن بودن از اینکه کودک از بینش و زمان کافی برای بازی برخوردار است و این بازی مناسب مرحله رشد اوست  .  شرطی لازم برای انتخاب نوع بازی است .

بطورکلی بازی از مهم ترین عوامل درتربیت اخلاقی کودک به حساب می آید کودک یاد می گیرد که اگر بخواهد فرد قابل قبول دراجتماع و مورد احترام برای دیگران باشد باید خوش اخلاق ، درستکار و حقیقت بین باشد .

شادی کودکان بیشتر ناشی از بکارگیری امکانات و توانمندیهای موجود و کسب موفقیتهای آنی و زودگذر است . بوسیله بازی است که کودک از سرگرمی و بکارگیری حواس خود احساس شادمانی و لذت می کند .

درواقع بازی نوعی ورزش ساده محسوب می شود که سلامت بدنی کودک راتامین می کند . درتنظیم عمل دفع ، تسریع گردش خون ،  نرمی مفاصل و پرورش و تقویت سلسله اعصاب نیز موثر است .



1- غررالحکم

2- بحارالانوار

3- بحارالانوار

4- زمینه روانشناسی هیلگارد (جلداول)

1-English in pychology1 manoochehre jafarighohar

3-Espenser

4-Sheller

5-Carl Groos

6- Lazaras

7-Estanly hall

8-Susan Issacs

 

9 – Friedrich . frobel

10-jan jak . roso

11- Sigmnud . freud

12- Erikh . Erikson

1- English in psychology 2 .m . Alimohammadi

 

13-Chris Athey

 

1- حمیرا قزوینی نژاد – کلیات بازی درمانی

[11][27]

14-Madlan

15-Goodenough

16- Denver

17-Slosson

--------------------------------------------

منابع :

1-   احمدوند ،  محمدعلی (1372) روان شناسی بازی ، دانشگاه پیام نور چاپ اول

2-    اندرث .ل . بازی درمانی ترجمه خدیجه آرین انتشارات اطلاعات

3-    پارسا ،  محمد . روانشناسی رشد . انتشارات بعثت 

4-  پیاژه ،  ژان . روانشناسی کودک ترجمه دکتر زینت توفیق

5-    مریم سیف نراقی  و عزت اله نادری ( اختلالهای رفتاری کودکان )

6-   عبدالله شفیع آبادی (فنون و روشهای مشاوره – انتشارات رز سال 1372)

7-   حمیرا قزوینی نژاد (کلیات بازی درمانی – انتشارات آییژ سال 1387)

8-   ل . کرمن (نقاشی کودکان ترجمه دادستان و منصور انتشارات دریا )

9-   هایده موثقی (روانشناسی بازی انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج سال 1380)

10- سیامک رضا مهجور (روانشناسی بازی چاپ پنجم )

11- زیبنده مصلحی و همکاران (درباره رشد و آموزش کودکان چه می دانید ؟ ازتولد تا 6 سالگی سال 1384)

12- هیگارد ( زمینه روانشناسی هیگارد جلد اول )

بازی درمانی(2)

بازی درمانی(2)

ارزش ها و فواید بازی :

1-   ارزش بدنی : کودک برای اینکه عضلات خود را رشد و پرورش دهد وتمام قسمتهای بدنش ورزیده شوند باید بازی کند . همچنین کودک به وسیله بازی انرژیهای اضافی خود را صرف می کند درغیر اینصورت احتمالا" موجب هیجان ، عصبانیت و تندخوئی می گردد .

2-   ارزش ذهنی : بازی سبب می شود که کودک نیروهای ذهنی خود را بکار اندازد . بازی کودک را درشناخت وکنترل محیط یاری می کند او را قادر می سازد که توانائیهایش را بیازماید همچنین ضمن بازی یاد می گیرد که میان واقعیت و خیال فرق بگذارد .

3-   ارزش اجتماعی و عاطفی : اویاد می گیرد چگونه دیگران را در هنگام بازی دروسایل و فعالیت خود سهیم کند . روح فرمانبرداری از مقررات وضع شده در بازیها اورا به فرمانبرداری از مقررات اجتماعی عادت می دهد . قدرت سازماندهی ، مدیریت و سلسله مراتب را به او می آموزد . کودک به وسیله بازی به بیان احساسات و عواطفش می پردازد زیرا بازی هم بعنوان روش یادگیری و هم بعنوان وسیله بیان ، دارای قدرت تربیتی و سازندگی است و در رشد عاطفی و اجتماعی تاثیر بسزایی دارد .

4-   ارزش اخلاقی : بازی یکی از عوامل بسیارمهم برای تربیت اخلاقی است و یک نوع فعالیت فطری و بهترین وسیله و تمرین برای ورود به زندگی اجتماعی است .

روش های بازی درمانی :

  • روش مستقیم : مسئولیت تاحدود زیادی به عهده مشاور است که هدایت و اداره جلسه را به عهده دارد .
  • روش غیرمستقیم : مسئولیت اداره جلسه تاحدزیادی به خود کودک محول می شود
  • روش انتخابی : پس ازآنکه کودک بازی با وسایل را شروع کرد مشاور به دقت اعمال و گفتار کودک را تحت نظر می گیرد و در برخی موارد به بازی کودک جهت می دهد .[1][9]

اصول بازی درمانی :

1-  رابطه ای حسنه میان کودک و مشاور برقرار شود وکودک مورد پذیرش اوقرار گیرد .

2-  به کودک آزادی عمل داده شود تادر صورت تمایل دربازی شرکت کند

3-  فضا و مکان بازی مناسب و آرام باشد.

4-  کودک تشویق به تلاش و فعالیت شود وبه خاطر اشتباهاتش مورد سرزنش قرار نگیرد .

5-  قوانین بازی ساده و قابل درک باشد و محدودیت ها به حداقل کاهش یابند.

6-   به گفتار و احساسات کودک کاملا" توجه شود.

7-  مدت و زمان بازی متناسب با سن کودک باشد.

ویژگیهای بازی درمانگران :

برای اینکه درمانگر دربازی درمانی موفق باشد باید ازسه ویژگی زیر برخوردار باشد .

1-   قابل اعتماد بودن

2-   پذیرش

3-   احترام به کودک

در بازی درمانی باید شرایطی فراهم شود که کودک به درمانگرخود اعتماد کند . رابطه ای که درحین بازی میان کودک و درمانگر به وجود می آید سبب اعتماد یا عدم اعتماد کودک نسبت به درمانگر می شود . ضمن بازی می توان ازگفتارهای کودک به وجود این حس پی برد .

پذیرش عبارتست از پذیرش اعمال و احساسات و ویژگیهای شخصیتی و ادراکی کودک از سوی درمانگر .

دربازی درمانی کودک باید احساس کند که به عنوان فردی قابل احترام ، افکارش موردتوجه درمانگری مهربان قراردارد . درمانگری که اورا آن گونه که هست بدون قید و شرط دوست دارد .

درروند بازی هرسه تکنیک کاملا" با یکدیگر درارتباط هستند و پیوند دارند .

 اعتماد به عنوان موثرترین تکنیک سبب می شود که کودک به استعدادها و توانایی های خود پی برد .[2][10]

مراحل مختلف بازیهای کودک [3][11]

1-   بازیهای انفرادی : کودک در سنین پایین بیشتر وقت خود را به تنهایی بازی کرده و به کودکان دیگری که اطرافش باشند توجهی ندارد . حواس وی متوجه اشیاء و چگونگی آنهاست که معمولا" تا 3 سالگی است .

2-   بازیهای اجتماعی و گروهی : در حدود 3 سالگی اغلب کودکان تمایل پیدا می کنند در گروههای کوچک 3 یا 4 نفری بازی کنند . اهمیت این بازیها است که کودک باید آنها را بصورت گروهی انجام دهد .

خصوصیات بازی گروهی :

1-   بازی در گروه امکان تلاش و فعالیت بیشتر رافراهم می آورد و سبب می شود کودک مهارت های همکاری و مشارکت بادیگران را بیاموزد .

2-   کودک درگروه ویژگی های مثبت و منفی رفتار خود را می شناسد و باکمک مشاور اصلاح کند .

3-   بازی در گروه نگرانی کودک را کاهش می دهد زیرا سبب می شود اودریابدکه کودکان دیگر نیز مشکلاتی مشابه او را دارند .

4-   دربازی گروهی کودک رعایت قوانین و همچنین داد و ستد اجتماعی را یاد می گیرد .

5-   در گروه کودک رفتار واقعی خود را نشان می دهد به طوری که گاهی برای گرفتن اسباب بازی حمله می کند و گاهی با دیگران دوست می شود .

بطور کلی برای کودکانی که مشکلات و ناسازگاریهای اجتماعی دارند شرکت دربازی درمانی گروهی مناسب است و برای کودکانی که مشکل عاطفی دارند بازی درمانی انفرادی مناسب تر است .

نکته مهم دربازی درمانی این است که درمان به خودی خود انجام نمی گیرد بلکه درمانگر با پیگیری و با حساسیتی مناسب احساسات کودک را درک کرده و درارتباطی همراه با اعتماد پذیرش و احترام روند درمان را هدایت می کند .[4][12]  

عوامل موثر دربازی :

1-   جنسیت : بازی پسرهابادخترها متفاوت است .پسرها بیشتر ازبازی هایی لذت می برند که نیاز به فعالیت بدنی دارد و دخترها اغلب بازیهای ساکت و آرام راترجیح می دهند . تاقبل از 8 سالگی کودکان به جنسیت هم بازی خود اهمیت نمی دهند امادرسنین 8 تا 10 سالگی اختلاف بازی میان دو جنس مشخص است و کودکان معمولا" ترجیح می دهند که باهمجنس خود بازی کنند به عقیده روان شناسان بازی برای پسران بیشتروسیله ای برای ابراز وجود خود دربرابر دیگران است و برای دختران وسیله ای برای ارتباط برقرار کردن با دیگران است .

2-   سن : کودک درهرسن به یک نوع بازی خاص علاقه نشان می دهد مثلا" ازتولدتا 3 سالگی بازی انفرادی را دوست دارد و هدف آن شناسایی اندام ها و اشیاء و چگونگی کاربرد آنهاست .[5][13]

3-   هوش : افرادازنظر هوشی به سه گروه الف) تیزهوش ب) متوسط ج ) عقب مانده  تقسیم می شوند .

کودکان تیزهوش تلاش می کنند ازاسباب بازیهایی استفاده کنند که بتوانند با آنها به ابتکار و ابداع دست بزنند و کودکان عقب مانده ذهنی بیشتر به بازیهای انفرادی علاقه دارند .

4-   محیط : همه کودکان دنیا بازی می کنند اما نوع بازی آنها از عامل محیط و فرهنگ نیز تاثیر می پذیرد . فرهنگ هرجامعه برنوع بازی رایج در آن جامعه تاثیر می گذارد .

5-   عامل تغذیه و بهداشت : نیروئی که کودک ازتغذیه می گیرد درتحریک وی برای بازی نقشی فراوان دارد . کودکی که براثر عدم تغذیه کافی از گرسنگی و کمبود ویتامین ها رنج می برد دربازی بهانه گیر ، لجباز و غیرفعال است .[6][14] 

اشکال بازی از نظر ژان پیاژه [7][15]

1-   بازیهای تمرینی و تقلیدی : کودک باحرکاتی ساده درمقابل محیط و اطرافیانش واکنش نشان می دهد ، کم کم این حرکات ساده معنی و مفهوم پیدا می کند و کودک برای پذیرش بیشتر و ارتباط با دیگران به تقلید حرکات آنها می پردازد .

2-   بازیهای نمادی : دراین مرحله حرکات و بازیهایشان براساس یادگیری قبلی شکل می گیرد . آنها حرکات و صداهای حیوانات رادر زمانی که حتی حضور ندارند تقلید می کنند و این حرکات مقدمه بازیهای نمادی است .

3-   بازیهای با قاعده : کودک پس از گذرازمرحله بازیهای نمادین وارد مرحله بازیهای باقاعده می شود . این مرحله از حدود 4 سالگی تا 5 سالگی آغاز و در 7 سالگی شکل گرفته ودر 11 سالگی به مرحله نهایی خود می رسد .(همان منبع)

نقاشی کودکان [8][16]

روان شناسان به نقاشی کودکان توجه خاص دارند و درنقاشی کودکان باید به سه نکته مهم اشاره کرد که نشانگر برون فکنی شخصیت کودکان است .

1-   خط : ضخیم ، نازک ، عمودی ، افقی ، مارپیچ

کودکان راحت و خوشحال خطوط را بلند و طولانی و با زاویه باز می کشند .

خطوط رو به بالا نشانگر بالا بودن انگیزه زندگی درکودکان است . کودکان عصبی و پرخاشگر خطوط را فشرده و کوتاه می کشند . کودکان خجالتی خطوط را کوتاه و گاهی کمرنگ می کشند . پررنگ بودن خطوط در آغاز کار و بی رنگی کامل در پایان به معنای کمبود هیجان های عاطفی است که نیروی درونی کودک نتوانسته است درزمان مناسب ابراز شود .

2-   فضا : کودکانی که فضای پیرامون خودرا بهتر از دیگران مورد توجه قرار می دهند از توانایی درک بهتری برخوردارند زیرا فضا نشانگر چگونگی ارتباط کودک با محیط است

3-   رنگ : استفاده از رنگ های گوناگون درنقاشی کودکان با توجه به سن آنها مورد ارزشیابی قرار می گیرد . تحقیقات نشان داده که فقدان رنگ در نقاشی نشانگر خلاء عاطفی و ناسازگاری است . 

موضوعات نقاشی کودکان :

1-   آدمک : که نشان دهنده تصوری است که کودک از بدن خود دارد و هماهنگی کامل آدمک نشانگر سازگاری کودک است

2-   خانه : خانه ای به شکل واقعی کشیده شده و دارای در ، پنجره ، دودکش و حیاط یا فضای سبز باشد نشان دهنده متعادل بودن شخصیت کودک است .

3-   درخت : برخی از ویژگیهای شخصیتی کودک را نشان می دهد .

4-   خورشید و ماه : نشانگر امنیت ، شادی و گرما مطلوب است .

5-   حیوانات : نشانگر حالات پرخاشگرانه است . 



1-  حمیرا قزوینی نژاد – کلیات بازی درمانی 

1- حمیرا قزوینی نژاد – کلیات بازی درمانی 

2- ژان پیاژه – روانشناسی کودک 

1- شفیع آبادی – فنون و روشهای مشاوره

2- روانشناسی بازی – پارسا 

1- مصلحی – زیبنده – درباره رشدوآموزش کودکان چه می دانید ؟

2-Piaget

3- کرمن . ل (1371) نقاشی کودکان ترجمه دادستان و منصور انتشارات دریا

بازی درمانی(1)

بازی درمانی(1)

مقدمه

بازی باتولد کودک آغاز می گردد و بلافاصله پس از تولد  فعالیتهای انطباقی جهت سازگاری با محیط جدید تر ظاهر می شوند .

باید توجه داشت که بازی ،  طبیعی ترین شکل تمایل کودک برای تماس و برخورد با دنیای اطرافش است . اندیشمندان و علمای تربیتی از صدر اسلام تاکنون برضرورت بازی تاکید نموده و باور داشته اند که کودکان حتی باید شغل دلخواه آینده خود را به صورت بازی تمرین کنند و بیابند .

درتعلیم و تربیت امروزی ، بازی به عنوان یکی از موثرترین وسایل تربیتی شناخته شده است زیرا بازی هم وسیله ای است در خدمت تربیت و کمکی درراه تعلیم و تربیت کودکان و هم از طریق ( بازی درمانی ) می توان به درمان برخی از بیماریهای روانی و مشکلات رفتاری کودکان پرداخت .

قابل ذکر است که بازی ، هم به عنوان روش یادگیری و یا تقویت یادگیری و پیشرفت اجتماعی کودک و هم به عنوان وسیله ای برای بیان عواطف و احساسها دارای قابلیت تربیتی و سازندگی قابل توجهی است و به کودک فرصت رشد و بالندگی و خویشتن سازی را می دهد به شرط آنکه مربیان و والدین ، کودکان رادرانتخاب بازی ، آزاد بگذارند تاکودکان آنچه راکه نیاز دارند درقالب بازیها و فعالیت ها به دست آورند [1][1]

تعریف بازی :

" هرگونه فعالیت جسمی و ذهنی که بصورت اختیاری و خودخواسته توسط کودکان انجام می گیرد بازی نامیده می شود "[2][2]

به هنگام بازی کودکان نیروی فکری و بدنی خودرا بکار می گیرند و بازی را بخشی از زندگی عادی خویش به حساب می آورند  و ازآن لذت می برند . بازی کودکان فقط تفریح نیست، بلکه باید آن را جدی ترین کار کودکان قلمداد کرد زیرا فعالیتی قابل ارزشیابی است .

بازی تلاش و فعالیت لذت بخش و خوشایند و مفرحی است که برای رشد همه جانبه کودک ضروری است . کودکان خردسال نمی توانند افکار و عقاید خود را به راحتی باکلام بیان کنند بنابراین معمولا " ازطریق بازی خود را ابراز می کنند .[3][3] 

اهمیت بازی :

بازی یک روش طبیعی یادگیری است . کودک ازراه بازی تجربه و آزمایش می کند . نتیجه می گیرد و می آموزد بازی قدرت ابداع و ابتکار و تمرکز رادر کودک می پروراند و اورا درکشف رابطه میان اشیاء و آنچه پیرامون اوست یاری می دهد . کودک در بازیهای انفرادی و یک نفره ( زیر 3 سالگی ) با اشیاء ، رنگ ها و صداها آشنا می شود و در بازی با وسیله های ماشینی باطرز کارو نیرویی که سبب حرکت آنها می شود آشنا می شود . دربازی جورچین ( پازل ) به رابطه جزئی و کلی پی می برد و درآب بازی اجسام شناور و غیرشناور را کشف می کند .

دربازیهای گروهی ، مقررات و معیارهای اجتماعی مانند حس همکاری ، رعایت نوبت و .... را می آموزد .

کودک ازطریق بازی احساسات خود را بیان می کند ، استعدادهایش شکوفا می گردد و ترس هایش ظاهر می شود .[4][4]

بازی سبب رشد شخصیت کودک می شود . ازطریق بازی می توان به نکات مثبت و منفی شخصیت کودکان پی برد و همچنین مشکلاتشان راشناخت و سپس درجهت درمان و اصلاح مشکلات رفتاری آنها اقدام کرد .

انواع اسباب بازی :

بازی وسیله ای برای آشنا شدن با خصوصیات کودک است که باید با سن او هماهنگی داشته باشد و جنبه بدآموزی نداشته باشد .

نوع اسباب بازی بررشدکودک تاثیر بسزایی دارد .

انواع اسباب بازی به دو گروه تقسیم می شوند :

1-  اسباب بازی های سازمان یافته : که معمولا" برای کارمشخصی طراحی می شوند .

2-  اسباب بازیهای سازمان نیافته : که معمولا" خلاقیت کودک را تقویت می کنند .[5][5]

انواع بازی :

شناخت انواع بازی نشانگر مراحل مختلف رشد کودک بوده و همچنین برای پیشرفت او درمراحل مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است . انواع بازی از نظر مری شریدان [6][6]

1-  بازی فعال : بازی فعال برای رشد فیزیکی بدن بسیار مهم و ضروری است . دراین بازیها کودک به تمرین مهارت هایی مانند نشستن ، خزیدن و .... می پردازد.

بازی فعال و پرجنب و جوش سبب بدست آوردن قدرت و چالاکی و ایجاد هماهنگی در حرکات میشود.

2-  بازیهای مهارتی و اکتشافی : این نوع بازی برای رشد محسوس کودک درزمینه خوب حرکت کردن – هماهنگی میان حرکات دست و چشم و مانند آن ضروری است . این بازی کودک را وادار می کند تا در پیرامون خود جستجو کرده و از طریق حواس خود ( بینائی – شنوائی و...) ویژگی های محیط خود را کشف کند. کشف و دست کاری در بازی به درک کودک و زمینه ثبات اهداف و معنی ضمنی زمان و فضا کمک می کند .

3-  بازی تقلیدی : بازی تقلیدی نشان می دهد که کودک کارهای گوناگون را مشاهده می کند و تکراری شدن آنها را تشخیص می دهد و نتیجه گیری می کند که این اعمال از اهمیت بسیاری برخورداراست .

4-  بازی سازنده : بازی سازنده به معنای ساختن اشیایی همچون برج های ساختگی مانند ساختمان سازی است .

5-  بازی نقش : کودکان ضمن یادگیری و تقلید به ابداع موقعیت های خیالی برای خود می پردازند . کودک خود را در نقش پدر و یا مادر و یا..... قرار می دهد .

6-   بازیهای با قاعده : این بازیها سبب ایجاد درک نسبت به تقسیم کردن و سهیم شدن رعایت نوبت ، بی طرفی و رفتارمنصفانه و ثبت صحیح نتایج می شود و معمولا" درحدود 4 سالگی است .

7-  بازی و تاثیر متقابل اجتماعی آن : کودک از راه بازی با دیگران روش همکاری وتعاون ، دادن و ستادن و احترام به زندگی و شخصیت دیگران را می آموزد و می آموزد چگونه بادیگران ارتباط برقرار کند و مشکلات مربوط به روابط اجتماعی را حل کند [7][7] .

ارزش درمانی :

کودک درزندگی روزانه نیازمند است که خود را ازنگرانیهایی که فشارمحیط دراو ایجاد می کند رها سازد . بازی بهترین وسیله ای است که او را در رسیدن به این هدف از راه تغییر عواطف کمک می کند . کودک می تواند احتیاجات و امیال سرکوفته خود را از راه بازیهای گوناگون ارضا کند . همچنین بازی اوراقادر می سازد که نقشه هایی رابرای حل مسایل خود طرح کند که درتامین بهداشت روانی تاثیر بسزایی دارد [8][8]



1- حمیرا قزوینی نژاد ،  کلیات بازی درمانی

1- مصلحی ، زیبنده ( 1384) درباره رشد و آموزش کودکان چه می دانید ؟

2- مصلحی ، زیبنده – همان منبع 

1- حمیرا قزوینی نژاد – کلیات بازی درمانی 

2- هایده موثقی – روانشناسی بازی                                                        

3- Mary sberidan                                          

1-  هایده موثقی – روانشناسی بازی                                                        

2-  مهجور ، سیامک – روانشناسی بازی