نوجوان(5)
نظريه پياژه = مرحله عمليات صوري
- به عقيده پياژه، مرحله عمليات صوري در حدود 11 سالگي آغاز ميشود. نوجوانان در اين مرحله توانايي تفكر انتزاعي منظم و عملي را پرورش ميدهند. در حاليكه كودكان در مرحله عمليات عيني ميتوانند «طبق واقعيت عمل كنند» ولي نوجوانان در مرحله عمليات صوري قادرند «طبق عمليات عمل كنند. يعني آنها، ديگر به اشياء و رويدادهاي عيني نياز ندارند زيرا از طريق تأمل دروني به قواعد منطقي تازه و كليتر دست مييابند.
- ويژگيهاي اصلي مرحله عمليات صوري پياژه عبارتند از : 1) استدلال فرضي – قياسي
2) تفكر پياژهاي (تفكر گذارهاي)
- پياژه معتقدبود كه نوجوانان دردوره نوجواني ابتداميتوانند استدلال فرضي – قياسي كنند.وقتي آنها با مسئلهاي روبروميشوند،با فرضيه،استنباطهاي آزمونپذيررااستنتاج ميكنند.به اينصورت كه بطورمنظم متغيرهاراجداوتركيب ميكنند تا ببينند كدام استنباطها دردنياي عملي تأييد ميشوند.مثال:مسئله پاندول پياژه.
در مسئله پاندول پياژه، نوجواناني كه به استدلال فرضي – قياسي ميپردازند، به متغيرهايي فكر ميكنند كه ممكن است احتمالاً بر سرعت نوسان پاندول در قوس آن تأثير بگذارند. آنها هر متغير را مجزا كرده
و آزمايش ميكنند و دو متغير را با هم نيز امتحان ميكنند. در نهايت آنها به اين نتيجه ميرسند كه وزن شيء، ارتفاع رها شدن آن و مقدار نيروي وارد شده به آن بر سرعت نوسان پاندول در قوس آن تأثيري ندارد. فقط طول ريسمان اهميت دارد.
- تفكر پياژهاي، توانايي نوجوانان در ارزيابي كردن منطقگزارهها (اظهارات كلامي) بدون ارجاع به شرايط دنياي عملي است. در مقابل، كودكان فقط ميتوانند منطق اظهارات را با در نظر گرفتن آنها در برابر شواهد عيني در دنياي عملي ارزيابي كنند. مثال ژتونهاي پوكر پژوهشگر در يك موقعيت ژتوني را رد دست خود پنهان كرد و جملات دير را بيان نمود.
«ژتوني كه در دست من است يا سبز است يا سبز نيست»
«ژتوني كه در دست من است سبز است و سبز نيست»
اين پژوهشگر درموقعيت ديگري ژتون قرمز ياسبزي راجلوي ديد قراردادوهمان اظهارات را بيان نمود.
كودكان دبستاني روي ويژگيهاي عيني ژتونهاي پوكر تمركز كردند. بنابراين هر دو اظهار را غلط قضاوت كردند. در مقابل، نوجوانان منطق اين اظهارات را تحليل كردند. آنها ميفهميدند كه صرفنظر از رنگ ژتون پوكه، جملاتي كه در آن «يا» بكار رفته است هميشه درست و جملاتي كه در آن «يا» بكار رفته است هميشه درست و جملاتي كه در آن «و» بكار رفته است هميشه غلط است.
- پياژه باورنداشت كه زبان نقش مهمي دررشد شناختي كودكان داردولي اهميت آن رادرنوجواني قبول داشت.
- كودكان و حتي بعضي از بزرگسالان تحصيل كرده نميتوانند ضرورت منطقي استدلالگذارهاي را درك كنند،اينكه درستي نتيجهگيريهاي بدست آمده ازاصول به قواعدمنطقي بستگي داردنه به تأييد دنياي عملي.
به عنوان مثال «اگر سگها بزرگتر از فيلها و فيلها بزرگتر از موشها باشند در اين صورت سگها از موشها بزرگترند» كودكان بطور خودكار دانش آموخته شدة خود را به ذهن ميآورند. «فيل بزرگتر
از سگها هستند» كه درستي اين اصل را مورد ترديد قرار ميدهد.
- چرا بزرگسالان زيادي به عمليات صوري نميرسند؟ يك دليل آن است كه افراد به احتمال زياد در موقعيتهايي كه تجربة زيادي داشتهاند بصورت انتزاعي و منظم فكر ميكنند. درسهاي رياضي و علوم به پيشرفت تكفرگزارهاي كمك ميكنند، در حاليكه درسهاي علوم اجتماعي، استدلال آماري را تقويت ميكنند. عمليات صوري مانند استدلال عيني، اغلب ويژة موقعيت و تكليف است.
- افراددربسياري ازجوامع روستايي وقبيلهاي اصلاًبرتكليف عمليات صوري تسلط نمييابند.پياژه نيزقبول داشت كه بدون فرصت حل كردن مسايل فرضي،افراددربرخي جوامع ممكن است عمليات صوري راانجام ندهند.
ديدگاه پردازش اطلاعات درباره رشد شناختي نوجوان
- مكانيزمهاي نظريهپردازان پردازش اطلاعات عبارتند از : توجه، بازداري، راهبردها، دانش فراشناخت، خودگرداني شناختي، سرعت تفكر و توانايي پردازش كردن.
- توجه گزينشيتر شده (روي اطلاعات مربوطه تمركز ميشود) و با ضرورتهاي تكليف بهتر آشنا ميشود.
- هم بازداري محركهاي نامربوط و هم بازداري پاسخهاي آموخته شده در موقعيتهايي كه اين پاسخها مناسب نيستند، بهبود مييابد و به افزايش توجه و استدلال كمك ميكند.
- راهبردها مؤثرتر ميشوند و اندوزش، بازنمايي ذهني و بازيابي اطلاعات را بهبود ميبخشند.
دانش افزايش مييابد و استفاده از راهبردها را آسان ميكند.
- فراشناخت (آگاهي از تفكر) گسترش يافته و به آگاهيهاي تازه در مورد راهبردهاي مؤثر براي كسب اطلاعات و حل كردن مسايل منجر ميشود.
- خودگرداني شناختي بهبود مييابد، كنترل لحظه به لحظه،ارزيابي وهدايت تفكر بهتري رابه بار ميآورد.
- سرعت تفكر و توانايي پردازش كردن افزايش مييابند. در نتيجه، در يك لحظه اطلاعات بيشتري را ميتوان در حافظه فعال نگه داشت و با بازنماييهاي پيچيده و كارآمد تركيب كرد.
چگونه استدلال علمي رشد ميكند؟
- مسئله مهم در استدلال علمي، هماهنگ كردن نظريهها با شواهد است.
- توانايي متمايز كردن نظريه از شواهد و استفاده از قواعد منطقي براي امتحان كردن رابطه آنها در موقعيتهاي دشوار چند متغيري، از كودكي تا نوجواني و بزرگسالي بهبود مييابد. گنجايش بيشتر حافظه فعال، كه اجازه ميدهد و تأثيرات چند متغير در يك زمان مقايسه شوند، اهميت دارد.
- درك فراشناختي، محور استدلال علمي است. هنگاميكه نوجوانان ظرف چند هفته، نظريه را در برابر شواهد ميآزمايند، راهبردهاي گوناگوني را امتحان ميكنند و به آنها ميانديشند و آنها را مورد تجديد نظر قرار ميدهند و از ماهيت منطق آگاه ميشوند. به مرور زمان، آنها درك خود را از منطق در انواع موقعيتها به كار ميبرند.
- توانايي فكر كردن به نظريهها، مجزا كردن عمدي متغيرها و جستجو كردن فعال شواهد مغاير، بندرت قبل از نوجواني وجود دارند.
- اين رويكرد هم دستاور شناختي و هم آمادگي شخصيتي است، رويكري كه به نوجوانان در تشكيل دادن هويت و اصول اخلاقي كمك شاياني ميكند.
- استدلال علمي حاصر تغيير ناگهاني و مرحلهاي نيست، بلكه از تجربيات خاصي بوجود ميآيد كه ايجاب ميكنند كودكان و نوجوانان نظريهها راباشواهدمقايسه كرده وبه آنها فكركنند وتفكر خودرا ارزيابي كنند.
خودآگاهي و تمركز بر خود
- توانايي بهتر نوجوانان در انديشيدن درباره افكارشان، همراه با تغييرات جسماني و روانشناختي كه در معرض آنها قرار دارند، به معني آن است كه آنها فكر كردن بيشتر در مورد خود را آغاز كردهاند. پياژه معتقد بود كه نوع جديدي از خود محوري به وجود ميآيد كه به موجب آن نوجوانان دوباره متمايز كردن ديدگاه خود از ديدگاه ديگران دچار مشكلاند. كه دو برداشت تحريف شده در مورد رابطه بين خود و ديگران پيدا ميشوند : 1) تماشاگران خيالي 2) افسانه شخصي
- تماشاگران خيالي يعني نوجوانان تصور ميكنند كانون توجه ديگران قرار دارند. در نتيجه آنها شديداً خود آگاه شده و اغلب براي اجتناب از اينكه شرمنده شوند، تلاش زيادي به خرج ميدهند كه حساسيت آنها را نسبت به عيبجويي ديگران توجيه ميكند.
- در افسانه شخصي نوجوانان خيلي اطمينان دارند كه ديگران آنها را مشاهده و به آنها فكر ميكنند، بنابراين عقيده كاذبي را درخود پرورش ميدهند. آنها احساس ميكنند كه استثنايي و منحصر به فرد هستند.
- وقتي افسانه شخصي با شخصيت هيجان خواه تركيب میشود، به مخاطرهجویی نوجوانان کمک
میکند و آنها را متقاعد میسازد که آسیبپذیر نیستند.
- تماشاگران خیالی وافسانه شخصیت دراوایل نوجوانی قویتر هستند وسپس به تدریج کاهش مییابند.اماآنگونه که پیاژه معتقد بود،این برداشتهای تحریف شده ازخود،ازخودمحوری ناشی نمیشوند، بلکه پیامد پیشرفتهایی دردرک دیگران هستند که باعث میشود نوجوانان به آنچه که دیرگان فکر میکنند بیشتر اهمیت دهند.
آرمانگرایی و انتقاد
توانایی نوجوانان در فکر کردن به احتمالات، دنیای آرمان و کمال را به روی آنها میگشاید نوجوانان میتوانند نظامهای خانوادة مذهبی، سیاسی و اخلاقی دیگری را تجسم کرده و میخواهند آنها را کاوش کنند. در نتیجه، آنها اغلب دیدگاهی از دنیای بینقص را تشکیل میدهند که بیعدالتی، تبعیض یا رفتار مبتذل در آن وجود نداشته باشد. اختلاف بین دیدگاه بزرگسالان و نوجوانان که اغلب «شکاف بین دو نسل» نامیده میشود، بین والد و فرزند تنشها را بوجود میآورد. آگاهی نوجوانان از خانوادة بینقص، که والدین خواهر – برادرهای آنها با این آرمان میخوانند، باعث میشود که منتقدان عیبجو شوند.
وقتیکه نوجوانان دیگران را بصورتی در نظر بگیرند که نقاط قوت و ضعف دارند، بهتر میتوانند برای تغییر اجتماعی و برقرار کردن روابط مناسب و با دوام بصورت سازنده اقدام کنند.
تصمیمگیری
- نوجوانان وقتی میخواهند تصمیماتی را بگیرند، اغلب بصورت منطقی فکر نمیکنند، یعنی به این موارد نمیپردازند : 1) مشخص کردن دلایل مخالف و موافق هر گزینه 2) ارزیابی احتمالی پیامدهای مختلف 3) ارزیابی انتخاب خود بر حسب اینکه آیا هدفهای آنها برآورد خواهند شد یا نه 4) و اگرنه، درس گرفتن از اشتباهات و تصمیمگیری بهتر در آینده.
- چرا تصمیمگیری برای نوجوانان خیلی دشوار است؟ آنها در بسیاری از تجربیاتی که نخستین بار با آنها روبرو میشوند، آگاهی کافی برای پیشبینی پیامدهای بالقوه ندارند. آنها با موقعیت های دشواری نیز روبرو میشوند که هدفهای متضادی را در بر دارند، علاوه بر این، آنها اغلب احساس میکنند که نمیتوانند از پس گزینههای زیاد بر آیند در نتیجه تلاشهای آنها برای انتخاب کردن غالباً با شکست مواجه شده و به عادت متوسل میشوند، طبق تکانه عمل میکنند یا تصمیمگیری را به تعویق میاندازند.
- کمک کردن به نوجوانان برای فکر کردن به صورت منطقی، توانایی آنها را در گرفتن تصمیمات منطقی بیشتر میکند و به مرور زمان، هنگامیکه آنها از موفقیتها و شکستهای خود درس میگیرند و به فرآیند تصمیمگیری فکر میکنند، اطمینان از تصمیمگیری و عملکرد آنها بهبود مییابد.
تفاوتهای جنسی در تواناییهای ذهنی
- در دخترها نیمرکه چپ قشر آنها زودتر رشد میکنند که در توانایی کلامی آنها مؤثر است.
- دخترها برای حل کردن مسئلههای ریاضی بیشتر به دستکاریهای عینی وابستهاند، در حالیکه پسرها
غالباً اعداد را بصورت ذهنی بازنمایی کرده و پاسخها را به سرعت از حافظه بازیابی میکنند. مهارتهای کلامی بهتر و روش دقیق دخترها برای حل مسئله، به محاسبه عددی آنها در سالهای اولیه مدرسه کمک میکنند اما عملکرد پسرها در حدود اوایل نوجوانی بهتر از دخترهاست، در آزمونهای استدلال دشوار
و هندسه کاملاً مشهور است.
- وراثت و فشارهای اجتماعی در اختلاف جنسی در ریاضی دخالت قابل ملاحظهای دارد.
- استدلال فضایی برتر پسرها، به حل مسایل ریاضی آنها کمک میکند.
- پسرها و دخترهای دبیرستانی تقریباً مقدار زمان برابری را صرف کار کردن با کامپیوتر میکنند اما آنها از کامپیوتر بصورت متفاوتی استفاده میکنند : دخترها روی ایمیل، ویرایشگری متن و انجام دادن تکلیف مدرسه تمرکز میکنند،در حالیکه پسرهااغلب برنامههای کامپیوتری مینویسند،دادههاراتحلیل میکنند وازنرمافزارگرافیک استفاده میکنند.درنتیجه،پسرها دانش کامپیوتری تخصصیتری راکسب میکنند.
- تکالیف چرخش ذهنی و تکالیف ادراک فضایی باعث اختلاف جنسی به نفع مردها شده است. تکالیف چرخش ذهنی یعنی افراد در آنها باید یک شکل سه بُعدی را با سرعت و به دقت در ذهن خود بچرخاند.
تکالیف ادراک فضایی یعنی افرادبایدبادرنظرگرفتن جهت محیط پیرامون خود،روابط فضایی رامشخص کنند.
- تفاوتهای جنسی درتواناییهای فضایی دراوایل کودکی نمایان میشوند.وراثت احتمالاًازطریق مواجهة پیش ازتولد باهورمونهای آندروژن،عملکردنیمکره راست راتقویت میکندوامتیازفضایی رابه مردها میدهد.
- تجربه نیز به عملکرد فضایی برتر مردها کمک میکند. کودکانی که به فعالیتهای دستکاری میپردازند، مانند بازی با مکعبها، ساختن مدل و نجاری در تکالیف فضایی بهتر عمل میکنند. به علاوه بازیهای ویدیویی که به چرخش ذهنی سریع تصاویر دیداری نیاز دارند، نمرات فضایی را بالا میبرند.
عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره