استاد محترم:جناب دکتر احدي-- -دانشجو : سميه محمد تبار( قست چهاردهم )

اگر تحريک هاي عاطفي بسيار شديد و مداوم باشند، کودک توانايي سازگاري با اجتماع را از دست مي دهد. چنين کودکي ممکن است دچار رنج و اندوه گرديده، احساس کهتري و بي لياقتي در او به وجود آيد. چنين حالت هايي به نوبه خود بر ناراحتي هاي عاطفي مي افزايند. اين گونه کودکان داوري نادرستي از خود دارند وشخصيت شان پيوسته از اثرات منفي ناراحتي هاي عاطفي متاثر خواهد بود. موفقيت و شکست انسان در زندگي، با اندازه اي، تابع حالت عاطفي در دوره کودکي مي باشد. بررسي خاطره هاي افراد از دوران کودکي نشان مي دهد که تلخي يا شيريني اين خاطره ها تاثيري ژرف و هميشگي در زندگي بجا گذاشته است.
اثرات مثبت و منفي در زندگي کودک، بيش از شدت و تکرار آنها، به نوع عواطف بستگي دارد. عواطف نامطبوعي مانند ترس، خشم و حسادت اثرات منفي در رشد کودک دارند، اما عواطف مطبوعي مانند محبت، شادي، کنجکاوي براي رشد طبيعي کودک ضروري هستند.
کودکان اين گروه سني، عواطف خود را بطور آشکار ابراز مي کنند. بروز ناگهاني خشم وترس در اين گروه بسيار عادي است. بعضي روان شناسان اعتقاد دارند بايد به کودکان اجازه دهيم آزادانه احساسات خود را ابراز کنند تا با ابراز عواطف خود بتوانند آنها را تشخيص دهند.
ويژگيهاي حالتهاي عاطفي
عواطف کودکان خردسال در مقايسه با عواطف بزرگسالان از جنبه هاي گوناگون متفاوت است.

 جنبه هاي گوناگون اين تفاوت عبارتنداز:
1- دوام عواطف
عواطف کودک زودگذر بوده، چند دقيقه اي دوام آورده، ناگهان از ميان مي رود، يکباره و بي پرده هيجان هاي عاطفي خود را بيرون مي ريزد و به همين دليل، حالتهاي عاطفي اش زودگذر و ناپايدار است.
2- شدت عواطف
 عواطف کودکان شديد بوده و شدت و ضعف واکنش هاي عاطفي در کودک متناسب با شدت و ضعف انگيزه ها نيست.
3- تبديل حالتهاي عاطفي
 در کودکان، حالت هاي عاطفي گوناگون و گاه متضاد، به سرعت و بي درنگ، به يکديگر تبديل مي شوند.
4- وفور تکرار واکنش هاي عاطفي
 تکرار واکنش هاي عاطفي در کودکان بيشتر از بزرگسالان است.
5- ناهمانندي عواطف در کودکان گوناگون
 واکنش هاي کودکان در برابر يک انگيزه مشخص با هم متفاوت است. اين تنوع رفتار عاطفي نتيجه يادگيري ها و محيط هاي پرورشي گوناگون است.
6- تشخيص عواطف دروني از نمودهاي ظاهري آنها
عواطف دروني کودک را به آساني مي توان از روي رفتار و حالتهاي ظاهريش تشخيص داد.
7- تغيير شدت و ضعف عاطفه اي شخص در طي زمان
شدت و ضعف عواطف در مراحل گوناگون زندگي، نتيجه تغيير اهميت انگيزه ها، رشد ذهني و تغيير علائق کودک است.
8- تغيير در شيوه بيان عواطف
کودکان خردسال در ابراز عواطف خود پروايي از داوري و انتقاد ديگران و پيامدهاي رفتار خود ندارند. پدر و مادر مي کوشند تا با روش هاي گوناگون تربيتي  مناسب ترين شکل بروز عواطف را به کودک بياموزند.
عوامل موثر در عواطف
1- خستگي 
2- نبودتندرستي 
3- مراحل گوناگون شبانه روز
4- هوش  
5 -محيط اجتماعي 
6- روابط خانوادگي
7- آرزوها و انتظارات کودک
انواع عواطف
ترس
 در اين مرحله،کودکان به علت روبرو شدن با موقعيت هاي بسياري که بيشتر آنها نيز تازگي دارد و نيز بدليل قوه تخيل فعال، ممکن است ترسهاي زيادي داشته باشند. بسياري از اين ترسها غير منطقي است، ولي مي تواند در زندگي آينده آنها مشکلاتي ايجاد کند; بنابراين قرار دادن کودکان در موقعيتهاي ترسناک، با اين استدلال که ديگر بزرگ شده ايد يا مسخره کردن آنها بعلت وحشت از چيزهايي که براي بزرگسالان عادي است، کاملا غير عاقلانه است. درصورتيکه ترس کودک از موارد، خيالي و غير واقعي باشد، مي توان به تدريج کودک را در بر طرف کردن آن ياري کرد; مثلا وقتي او از حيوانات بي آزار مي ترسد، مي توان عملا بي آزار بودن حيوان را به او نشان داد و با نزديک شدن و لمس کردن آنها مي توان به کودک فهماند که ترس او بيجاست.
واضح است که کودکان در ابراز عواطف خود تا اندازه زيادي تحت تاثير بزرگترها واقع مي شوند. اينکه آيا کودک از چيزي مي ترسد يا با آن بطور طبيعي روبرو مي شود، به مقدار زيادي به واکنش بزرگترها در موقعيتهاي مختلف بستگي دارد. اگر بزرگسالان ترسهاي خاصي دارند بايد سعي کنند تا حد امکان در حضور کودکان بر خود مسلط باشند.
ترس از وسايل موجود زنده در برابر خطر است; بنابراين مقدار متعادل و منطقي آن براي کودکان ضروري است.
ادامه دارد...